او بخشيديم . ( 53 )
و ياد كن در اين كتاب اسماعيل را كه او وفا كنندهء به عهد ، رسول و نبى بود . ( 54 )
و ملّت خود را امر به اقامهء نماز و دادن زكات مىكرد و نزد پروردگارش پسنديده بود . ( 55 )
و ياد بياور در اين كتاب ادريس را كه بسيار راستگو ، و پيامبر بود . ( 56 )
و او را به مقامى بلند بالا برديم . ( 57 )
اينها پيامبرانى بودند كه خداوند به آنان نعمت داد ، برخى از فرزندان آدم ، و از كسانى كه با نوح بر ( كشتى ) سوار كرديم و از دودمان ابراهيم و يعقوب ، از كسانى كه آنان را هدايت كرديم و برگزيديم ، هر گاه آيات الهى بر آنها تلاوت مىشد به حالت سجده و گريه به خاك مىافتادند . ( 58 ) .
تفسير :
« مُخْلَصاً »
با فتح لام و كسر آن خوانده شده و كسر آن به اين معناست كه موسى عبادت را از شرك و ريا دور ساخته و نفسش را خالص كرده و ارادهء خود را تسليم خداوند نموده است ؛ و با فتح لام يعنى او كسى است كه خدا و رسول و پيامبران صاحب كتاب و پيامبرى كه از جانب خدا خبر مىدهد ، اگر چه داراى كتاب نباشد او را برگزيدهاند .
« ايمن » از يمين است ، يعنى ناحيهء راست طور ، يا از « يمن » است يعنى مبارك ، صفت براى طور است . « قربناه » او را به خودمان نزديك ساختيم : بدون اين كه فرشتهاى واسطه باشد با او سخن گفتيم و مقام او را بالا برديم و با او به گفتگو پرداختيم . « من رحمتنا » : به واسطهء رحمتمان به او ، هارون را به او بخشيديم .
صادِقَ الْوَعْدِ
؛ هر گاه به چيزى وعده مىداد به آن وفا مىكرد . با اين كه تمام انبياء صادق الوعد بودند ، خداوند تنها به اسماعيل اين لقب را داده و اين به جهت بزرگداشت و شرافت دادن به او بوده ، يا به خاطر اين كه اين صفت از مشهور ترين صفات اسماعيل بود . و همين بس ( در وفادارى او ) كه قول داد بر كشته شدن در راه خدا صبر كند و به پدر گفت :
سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ
؛ « اگر خدا بخواهد