تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
طولانى از مادّه ملاوة . و « اهجرنى » ، عطف بر محذوف است ، يعنى لارجمنّك فاحذرنى و اهجرنى ؛ تو را رجم مىكنم پس از من بترس و دور شو . « سلام عليك » سلام وداع و متاركه و دور شدن از آذر است ، مثل
وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً
؛ « هر گاه نادانان بندگان خداى را دشنام دهند و بدگويى كنند بندگان خدا بر آنها سلام مىكنند » ( فرقان / 65 ) ؛ و ممكن است دعاى سلامت براى آذر باشد تا ميل او را تحريك كند ، زيرا بلافاصله به او وعدهء استغفار داده است . « حفى » به معناى مبالغه در نيكى و لطف است ، « حفى به » و « تحفى به » : به او خيلى عنايت و نيكى كرد .
« وَ أَعْتَزِلُكُمْ »
: دور مىشوم از شما و كنارى را بر مىگزينم منظور « ابراهيم » مهاجرت به شام بود .
وَ أَدْعُوا رَبِّي
؛ پروردگارم را عبادت مىكنم ، چنان كه امام فرموده : الدّعاء هو العبادة : دعا عبادت است ، و ممكن است از دعا چيزى اراده شود كه خداوند در سورهء شعرا فرموده است « 1 » .
عَسى أَلَّا أَكُونَ بِدُعاءِ رَبِّي شَقِيًّا
؛ اين جمله اشاره به شقاوت و بدبختى بت پرستان است كه خدايان متعدد را مىپرستيدند و كلمهء « عسى » نشان تواضع ابراهيم در مقابل خداى يكتاست .
« فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ »
وقتى كه ابراهيم از بت پرستان جدا شد و آنان را ترك كرد خداوند سبحان به او فرزندانى داد كه تمامشان پيامبر بودند . منظور از « رحمت » نبوّت است . از حسن بصرى نقل شده است كه مقصود مال و اولاد است و اين امر عموميّت دارد و شامل هر خير دنيوى و اخروى مىشود كه به آنها داده شده است .
لِسانَ صِدْقٍ
؛ ثناى نيكو ، چون مدح و ثنا معمولا با زبان است اينجا تعبير به زبان
هامش
( 1 ) -فَلا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَتَكُونَ مِنَ الْمُعَذَّبِينَ: پس تو اى رسول جز خداى يكتا احدى را معبود مخوان كه از اهل عذاب خواهى بود . سورهء شعراء 26 / 212 .