تِسْعِ آياتٍ
؛ « يعنى عصايت را بيفكن و دستت را در جملهء آيات و معجزات نه گانه و تعداد آنها به گريبان خود داخل كن » .
مُبْصِرَةً
؛ آشكار كنندهء بيّنه ، با اين كه ابصار - نگريستن - در واقع صفت براى كسانى است كه در آيات الهى دقّت و تأمّل مىكنند امّا در اين جا صفت براى خود آيات و معجزات آورده شده است . اين بيان يا براى اين است كه اشخاص با شناخت و درك آن آيات در آنها مىنگرند و تفكّر مىكنند ، يا چون آيات ارشاد و هدايت مىكنند مانند اين است كه مىبينند ، زيرا نابينا خودش را نمىتواند راهنمايى كند چه رسد به اين كه ديگرى را بخواهد هدايت كند . و از اين قبيل است عبارت كلمة عوراء كه عربها در مورد كلمات گمراه كننده به كار مىبرند ( زيرا همانطور كه كلمات خوب هدايت كنندهاند كلمات بد نيز گمراه كنندهاند ) .
حضرت سجّاد عليه السّلام و قتاده ؛ مبصرة ، خواندهاند كه در اين صورت مانند واژههاى مجنبة و منجلة اسم مكان است ، يعنى جا و مكانى كه بسيار در آن مىنگرند .
« واو » در عبارت
« وَ اسْتَيْقَنَتْها »
« واو » حاليه است و لفظ قد بعد از آن در تقدير است .
وَ عُلُوًّا
؛ « علوّ » به معناى كبر و بلند پروازى است ، يعنى خود را بالاتر از آن مىدانستند كه به سخنان موسى ايمان بياورند . چنان كه خداوند فرموده است :
فَاسْتَكْبَرُوا وَ كانُوا قَوْماً عالِينَ فَقالُوا أَ نُؤْمِنُ لِبَشَرَيْنِ مِثْلِنا وَ قَوْمُهُما لَنا عابِدُونَ
؛ « تكبّر و نخوت كردند زيرا آنان مردمى سركش بودند - و گفتند چرا ما به دو بشرى مانند خودمان ايمان بياوريم در صورتى كه قوم اين دو مرد ما را پرستش مىكردند » .
( مؤمنون 47 ) و معناى آيهء مورد بحث اين است كه آنها در دل به معجزات و سخنان حضرت موسى ايمان داشتند ولى به زبان انكار مىكردند .
كلمهء استيقان در معنا از ايقان رساتر است .