جمع آورد و گفت : « آتيكم » ( برايتان بياورم ) برخى اين احتمال را دادهاند كه ممكن است با همسرش كسان ديگرى مانند خدمتكار يا فرزندانى بودهاند .
إِنِّي آنَسْتُ ناراً
؛ فعل « أنست » از مادّهء « ايناس » و به معناى ديدن است ( برخى گويند ديدن با احساس آرامش ) .
بِشِهابٍ قَبَسٍ
؛ واژهء « شهاب » به معناى شعلهاى از آتش است كه بالا رود ، يعنى عمود باشد و « قبس » مقدار آتشى است كه از آتش ديگر گرفته و برداشته شده باشد .
و چون لفظ « شهاب » ممكن است كه « قبس » و غير « قبس » باشد به « قبس » اضافه شده است ( و اين در صورتى است كه بدون تنوين خوانده شود ) ولى اگر با تنوين خوانده شود - هم چنان كه در آيه مذكور است - لفظ « قبس » بدل يا صفت آن است ، زيرا مفهوم « قبس » در لفظ « شهاب » وجود دارد .
حضرت موسى براى اين كه به خانوادهاش قول بدهد كه حتما بر مىگردد و لو اين كه زمانى هم طول بكشد مقصود خود را با عبارت
« سَآتِيكُمْ »
بيان فرمود ، زيرا ( سين ) حرف « استقبال » مفهوم زمان طولانىترى را مىرساند . و همچنين در گفتارش حرف « أو » را به جاى « واو عطف » به كار برد براى اين كه مىخواست بفهماند كه اگر به هر دو منظور خود - يافتن راه - و به دست آوردن آتش - دست نيابد به يكى از آنها حتما دست خواهد يافت ، زيرا حضرت موسى و خانوادهاش در آن شب تاريك هم راه را گم كرده بودند و هم گرفتار سرما شده بودند .
مِنْها بِخَبَرٍ
؛ منظور از « خبر » در اين جا يافتن راه است .
لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ
؛ اميد است كه با آن آتش گرم شويد . و آنچه را كه هنگام گفتن اين سخن احساس مىكرد اين بود كه دست يافتن به آتش دست يافتن به عزّت و سر بلندى دنيا و آخرت است .
أَنْ بُورِكَ
؛ حرف « أن » در اين جا حرف تفسير است زيرا لفظ « نودى » به معناى قول و گفتار است ، يعنى به موسى گفته شد : « مبارك باد كسى كه در آتش است و