مجاز حكمى آن است كه خداوند به شيطان مهلت و فرصت داد و او را آزاد گذاشت تا بتواند كارهاى زشت آنها را زيبا جلوه دهد و در فطرت آنها تمايلات پستى ايجاد كند كه به اين وسيله بتواند آنها را به آن كارهاى زشت وادارد ، و نيز خداوند به كيفر كفرشان آنها را از توفيق خود محروم كرد و چون تمام اينها ظاهرا شبيه به تزيين و آراستگى است خداوند آن را به خود نسبت داد .
فَهُمْ يَعْمَهُونَ
؛ لفظ « يعمهون » از مادّهء عمه است و به معناى حيرت و سرگردانى در كارهاست .
سُوءُ الْعَذابِ
؛ مقصود از عذاب سخت همان كشتهها و اسارت در جنگ بدر است .
هُمُ الْأَخْسَرُونَ
؛ يعنى آنها زيانكار ترين مردمند ، زيرا از يك طرف ثواب دائمى را از دست دادهاند و از طرف ديگر به كيفر و عقاب هميشگى دچار شدهاند .
وَ إِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ
؛ اى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله اين قرآن از طرف حكيم و عليمى بزرگ به سوى تو القاء و به تو اعطا مىشود و براى بيان اين عظمت و بزرگى است كه دو واژهء « حكيم » و « عليم » به صورت نكره آمده است .
از آن جا كه اين آيه داراى ظرايف و دقايقى از حكمت و علم خداوند است مقدّمهاى است براى داستانهاى بعدى از پيامبران كه خداوند بيان آنها را اراده فرموده است .
إِذْ قالَ مُوسى
؛ كلمهء « إذ » در محل نصب است بنا بر اين كه مفعول فعل مقدّر « اذكر » باشد و مانند اين است كه خداوند به پيامبر بفرمايد : پيرو مطالب بيان شده ، آثار حكمت و دانش مرا در داستان موسى فراگير . و ممكن است كه « إذ » به وسيلهء « عليم » منصوب شده باشد .
با اين كه همراه حضرت موسى جز همسرش - دختر شعيب - كس ديگرى نبود ، بدين سبب كه خداوند او را اهل ناميد ، موسى هم به پيروى آن ، خطاب را به صيغهء