هم چنان كه خداوند مىفرمايد :
وَ إِذا يُتْلى عَلَيْهِمْ
آياتنا
قالُوا آمَنَّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّنا إِنَّا كُنَّا مِنْ قَبْلِهِ مُسْلِمِينَ
؛ « هنگامى كه ( قرآن ) بر آنها خوانده شود مىگويند : به آن ايمان آورديم كه اين قرآن به حقّ از جانب پروردگار ماست ، ما پيش از اين نيز تسليم و مسلمان بوديم » . ( قصص / 53 ) « أعجم » كسى است كه بيانش فصيح و گويا نباشد و به كسى كه زبانش لكنت و گرفتگى داشته باشد عجمه و استعجام ، گويند .
كَذلِكَ سَلَكْناهُ
؛ هم چنان كه قرآن را به زبان عربى فصيح و آشكار فرو فرستاديم ، با همان فصاحت ، به وسيلهء پيامبر صلى اللَّه عليه و آله كه براى كافران خواند ، در دل آنها وارد كرديم .
سپس ترك ايمان را با بيان اين آيه «
لا يُؤْمِنُونَ بِهِ
» به كافران نسبت مىدهد و مىفرمايد كه آنها در انكار و تكذيب خود باقى مىمانند و در اين كار تا آن جا لجاجت و پا فشارى مىكنند تا به چشم خود عذاب دردناكى را كه وعده داده شده است ببينند و در حالى كه هيچ انتظار كيفرى را ندارند ناگهان عذاب الهى آنها را فرا مىگيرد .
أَ فَبِعَذابِنا يَسْتَعْجِلُونَ
؛ مفهوم اين آيه سرزنش و توبيخ كافران است .
أَ فَرَأَيْتَ إِنْ مَتَّعْناهُمْ سِنِينَ
؛ سپس مىفرمايد بر فرض - آن طور كه آنها خواستند - ساليان ديگرى در اين جهان به آنها مهلت دهيم و از آن بهرهمند شوند ، ولى هنگامى كه عذاب آنها را فراگيرد اين طول عمر و بهرهگيرى از زندگى هيچ سودى به حالشان نخواهد داشت ( و سرنوشت آنها را عوض نخواهد كرد ) .
لَها مُنْذِرُونَ
؛ پيامبرانى كه آنها را بيم دهند ( و اتمام حجت كنند ) .
كلمهء « ذكرى » به چند جهت منصوب است :
1 - مفعول مطلق باشد براى « منذرون » و چون واژهء « أنذر » و « ذكّر » در معنا نزديك هستند مفعول مطلق بودن اشكالى ندارد و مانند اين است كه گفته شود :
مذكّرون تذكرة .