آنها فرا رسد ( 206 )
اين بهره گيرى از دنيا براى آنها سودى نخواهد داشت ( 207 )
ما هيچ ديارى را ويران نكرديم ( و مردمان آن را نابود نساختيم ) مگر آن كه براى آنها رسولان و بيم دهندگانى بود ( 208 )
تا آنها را متذكّر نمايند ( و اتمام حجت بشود ) و ما هرگز ستمگر نبوديم ( 209 )
شياطين و جنّيان اين قرآن را نياوردهاند ( 210 )
و آنها شايستهء اين كار نيستند و توانايى آن را ندارند ( 211 )
البتّه آنها از استراق سمع ( و شنيدن اخبار آسمانها ) بر كنارند ( و از درك اسرار غيبى محرومند ) ( 212 ) .
تفسير :
وَ إِنَّهُ لَتَنْزِيلُ
؛ ضمير در « إنّه » به قرآن بر مىگردد ( يعنى آن قرآن ) و مقصود از « تنزيل » منزّل است .
نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ
؛ به صورت نزّل به الرّوح الأمين نيز قرائت شده است . حرف « باء » در كلمهء « به » در هر دو قرائت براى تعديه است و معناى آيه ، اين است كه خداوند قرآن را به وسيلهء روح الأمين ( جبرئيل ) بر قلب تو نازل كرد . ( و مراد از قلب آن حقيقت و نيروى انسانى است كه قوّهء فهم و ادراك به آن نسبت داده مىشود ، نه قلب كه عضو رئيسهء بدن است و خون را به جريان مىاندازد . ) بنا بر اين مقصود اين است كه قرآن بر روح و جان تو نازل شده تا آن را خوب بفهمى و ( با تمام توان و از جان و دل ) حفظ و نگهدارى كنى به طورى كه در قلب تو هميشه ثابت بماند و هرگز فراموش نشود .
و مانند اين مورد است آيهء شريفهء ديگر كه خداوند مىفرمايد :
سَنُقْرِئُكَ فَلا تَنْسى
؛ « ما قرآن را بر تو مىخوانيم تا هيچ فراموش نكنى » . ( اعلى / 6 )
بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ
؛ حرف « باء » در اين جا يا متعلّق به « منذرين » است كه در اين صورت معنا اين است : تو از جملهء كسانى هستى كه مردم را با زبان عربى انذار كردند و آنها پنج نفر بودند : حضرت هود ، حضرت صالح ، حضرت شعيب ، حضرت اسماعيل و خود حضرت محمّد ( صلوات اللَّه عليهم اجمعين ) يا به كلمهء