بِالْحَقِّ »
يا به « قتل » كه محذوف است متعلّق است يا به
« لا يَقْتُلُونَ »
.
خداوند اين اوصاف زشت را از « عباد الرّحمن » نفى مىكند تا به كنايه به كافران بفهماند كه اين گونه كارهاى ناپسند را كه شما انجام مىدهيد ، آنها هرگز انجام نمىدهند .
كشتن به ناحق ، زنده به گور كردن و مانند آن را هم شامل مىشود .
أَثاماً
؛ « أثام » در اين جا به معناى جزا و كيفر گناه است مانند و بال [ سرانجام بد ] و نكال [ مجازات سخت ] و بعضى گويند به معناى نفس گناه است و در اصل جزاء أثام بوده است .
فعل « يضاعف » بدل از كلمهء « يلق » است ، زيرا هر دو داراى يك معنا هستند .
فعل « يضاعف » و « يخلد » به رفع نيز خوانده شده است و همچنين به صورت يضعف و يضعّف ( باب تفعيل ) به رفع و جزم نيز خوانده شده است . در صورت رفع يا جملهء مستأنفه است يا حال است [ براى عبارت يلق أثاما ] .
يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ
؛ معناى عوض كردن گناهانشان به كارهاى نيك اين است كه گناهان محو و نابود و به جاى آن كارهاى نيك نوشته مىشود . و « يبدّل » از مصدر ابدال نيز خوانده شده است .
بعضى گويند : منظور از عوض شدن سيّآت به حسنات اين است كه گناهان دوران كفر و شرك آنها ، در زمانى كه اسلام را قبول كنند ، به كارهاى نيك بدل مىشود .
[ سوره الفرقان ( 25 ) : آيات 71 تا 77 ]
وَ مَنْ تابَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَإِنَّهُ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتاباً ( 71 ) وَ الَّذِينَ لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً ( 72 ) وَ الَّذِينَ إِذا ذُكِّرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْها صُمًّا وَ عُمْياناً ( 73 ) وَ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّيَّاتِنا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقِينَ إِماماً ( 74 ) أُوْلئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِما صَبَرُوا وَ يُلَقَّوْنَ فِيها تَحِيَّةً وَ سَلاماً ( 75 )
خالِدِينَ فِيها حَسُنَتْ مُسْتَقَرًّا وَ مُقاماً ( 76 ) قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزاماً ( 77 )