آيه ) اين است كه مؤمنان با اين كه در عبادت ( و شب زنده دارى ) كوشش مىكنند ، باز هم با تضرّع و زارى از خداوند مىخواهند كه عذاب را از آنها دور كند .
ساءَتْ
، اين فعل مانند بئست و به معناى آن است در ( ساءت ) ضمير مبهمى است كه كلمهء مستقرا آن را تفسير و بيان مىكند ، و مخصوص به ذمّ ( كه همان ضمير است ) حذف شده است و عبارت در اصل چنين بوده است : ساءت مستقرّا و مقاما هى ، و همين ضمير هى همان است كه جملهء
« ساءَتْ مُسْتَقَرًّا وَ مُقاماً »
را به اسم « أنّ » مربوط مىكند و آن را خبر قرار مىدهد . و جايز است كه « ساءت » به معناى « أحزنت » و ضمير در آن اسم « أنّ » و « مستقرّا » حال يا تميز باشد .
دو كلمهء « مستقرّ » و « مقام » ممكن است متداخلين يا مترادف و شبيه هم باشند و نيز ممكن است اين دو كلمه ، قول خداوند و حكايت گفتار كافران باشد ( نه عين گفتار آنها ) .
وَ لَمْ يَقْتُرُوا
؛ اين عبارت به كسر ( تاء ) [ يقتروا ] و به ضمّ ( تاء ) [ يقتروا ] و به ضمّ ( ياء ) و كسر ( تاء ) [ يقتروا ] هر سه صورت خوانده شده است .
قتر و إقتار ضدّ اسراف است ، و اسراف زياده روى و افراط ( در هر كارى است ) بخصوص در انفاق و بخشش . خداوند مؤمنان را به ميانه روى و اقتصاد كه حالتى است ميان افراط و تفريط توصيف و ستايش كرده است .
« قَواماً »
قوام به معنى اعتدال و ميانهء دو چيز است كه از دو طرف برابر و مساوى باشد و همانند آن است كلمهء سواء از مادّهء استواء ، ( كه به معناى مساوات و برابرى است ) .
عبارت :
« بَيْنَ ذلِكَ »
و كلمهء « قواما » كه ( منصوبند ممكن است هر دو خبر ( كان ) باشند ، يا اين كه
« بَيْنَ ذلِكَ »
ظرف لغو و « قواما » خبر « مستقرّا » باشد ، يا ظرف « بين ذلك » خبر و « قواما » حال و براى تأكيد باشد .
النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ
؛ نفسى كه خداوند قتل آن را حرام كرده است و عبارت
« إِلَّا