[ بعضى از مفسّران ] مفهوم آيه را به گونهء ديگر بيان كردهاند و آن اين است كه خداوند آن هنگام كه آسمان را مانند گنبدى آفريد سايهاش را به روى زمين انداخت و اگر مىخواست آن را هميشه پايدار نگه مىداشت ، سپس خورشيد را آفريد و آن را راهنماى سايه قرار داد ، يعنى سايه را تابع خورشيد كرد ، هم چنان كه در راه از راهنما پيروى مىشود .
پس سايه به وسيلهء خورشيد كم و زياد مىشود و با غروب كردن آن ، سايه هم از بين مىرود و خداوند آن را بتدريج و آسانى و بى آنكه مشكلى پيش آيد ، جمع مىكند .
و ممكن است كه مراد از گرفتن سايه نابود كردن آن در روز قيامت به وسيلهء نابود كردن جسمهاى سايهدار باشد ، يعنى همانطور كه سايه را به وسيلهء جسمهاى سايهدار به وجود آورديم ، همانطور در روز قيامت با نابود كردن سايهدارها ، سايه را هم نابود مىكنيم . و عبارت
« قَبَضْناهُ إِلَيْنا »
و « يسيرا » بر همين مفهوم دلالت دارد . و مانند اين مورد است آيهء :
ذلِكَ حَشْرٌ عَلَيْنا يَسِيرٌ
؛ « جمع آورى خلق ( روز حشر ) براى ما آسان است » ( ق / 44 ) .
جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِباساً
؛ تاريكى شب را مانند لباس پوشاننده قرار داد . [ همانطور كه لباس بدن را پنهان مىكند ، تاريكى شب هم همه چيز را پنهان مىكند ] .
وَ النَّوْمَ سُباتاً
؛ شخص در حال خواب مانند مرده است . كلمهء « سبات » به معنى مرگ است ، زيرا در برابر آن كلمهء « نشورا » [ زنده شدن ] آمده است ، بنا بر اين خواب و بيدارى به مرگ و زندگى تشبيه شده است .
برخى گويند كه : سبات به معنى راحتى است و منظور استراحت كردن انسانها و قطع كار روزانهء آنهاست .
وَ جَعَلَ النَّهارَ نُشُوراً
؛ مردم در روز براى امرار معاش و رفع نيازمنديهاى زندگى پراكنده و متفرّق مىشوند . « نشرا » يعنى زندگان و « نشر » جمع « نشور » است كه به