ترجمه :
اين درخت را به طرف خود تكانى بده تا خرماى تازه بر تو فرو ريزد . ( 25 )
پس ( از آن غذا ) بخور ، و ( از آب گوارا ) بنوش و چشمت را ( به فرزندت ) روشن دار ، و هر گاه كسى از انسانها را ديدى ، با اشاره بگو : من براى خداى رحمان روزه گرفتهام و امروز با هيچ كس سخن نمىگويم . ( 26 )
پس مريم او را در آغوش گرفته به سوى قومش آمد ، گفتند اى مريم كار بدى انجام دادى . ( 27 )
اى خواهر هارون ! نه پدرت مرد بدى بود و نه مادرت زنا مىداد . ( 28 )
مريم به فرزندش اشاره كرد ، گفتند : ما چگونه با كسى كه كودك و در گهواره است سخن بگوييم ؟ ( 29 )
( عيسى از ميان گهواره ) گفت : من بندهء خدايم كه بر من كتاب نازل كرده و مرا پيامبر قرار داده است . ( 30 )
و مرا هر كجا كه باشم با بركت قرار داده و مرا تا وقتى كه زنده باشم سفارش به نماز و زكات فرموده . ( 31 )
و نسبت به مادرم نيكوكار ساخته و مرا جبّار و شقى قرار نداده . ( 32 )
و سلام بر من است روزى كه متولّد شدم و روزى كه مىميرم و روزى كه به حال زنده بر انگيخته مىشوم . ( 33 )
تفسير :
وَ هُزِّي إِلَيْكِ
؛ شاخهء درخت خرما را به طرف خود بكش . « تساقط » اين كلمه به ترتيب با « تاء » و تشديد « تسّاقط » و ياء و تشديد « يسّاقط » نيز خوانده شده است كه در اصل « تتساقط و يتساقط » بوده و سپس ادغام شده ، و « تساقط » با حذف « تاء » دوم هم خوانده شده است . اگر قرائت با « تاء » باشد فاعل آن « نخله » است و اگر « ياء » باشد « جذع » خواهد بود . « رطبا » بر حسب اختلاف قرائت ، تميز است يا مفعول ، و « باء » در « بجذع » يا زايد و براى تأكيد است ، مثل باء ، در :
وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ