است و « زفير » ( ناله ) نسبت به اهل آتش .
مَكاناً ضَيِّقاً
؛ تنگى جا همراه با فشار و سختى نسبت به اهل آتش اعمال مىشود ، پناه بر خدا از دوزخ ، از ابن عباس نقل شده است : جاى آنها چنان تنگ است كه آهن ته نيزه بر نيزه تنگ مىگيرد ( و بعضى گفتهاند مانند ميخ بر ديوار ) و با اين تنگى و سختى جا ، آنها در غل و زنجيرند و دستهايشان به گردنشان با غل بسته شده است ، و بعضى گويند آنها با شياطين - در غل و زنجيرند . « ثبورا » هلاكت و مرگ ، و آنها مرگ خود را مىخواهند و مىگويند : « وا ثبورا » يعنى اى مرگ بيا كه اكنون زمان آن است .
لا تَدْعُوا
؛ اين عبارت به دوزخيان گفته مىشود و يا آنان در موقعيتى هستند كه شايسته است به آنها گفته شود هر چند در ظاهر گفتارى نيست و مقصود اين است كه شما در مهلكهاى افتادهايد كه مرگتان يك بار نيست بلكه بارها و به زيادى روى خواهد داد .
وُعِدَ الْمُتَّقُونَ
؛ بهشتى كه به پرهيزكاران وعده داده شده و هر چه بخواهند براى آنها در بهشت فراهم است .
كانَتْ لَهُمْ جَزاءً
؛ اين پاداش در لوح محفوظ نوشته شده است ، يا چون وعده خداوند است گويى كه تحقق يافته است .
« كانَ عَلى رَبِّكَ »
ضمير كان به
« ما يَشاؤُنَ »
بر مىگردد ، يعنى آنچه وعده داده شده ( از نعمتهاى بهشت ) بر پروردگارت واجب است كه انجام دهد به اين معنى كه ( مؤمنان ) از او درخواست مىكنند ، زيرا اين بهشت ثوابى است كه ( نيكو كاران ) مستحقّ و سزاوار آن هستند و گويند كه فرشتگان و مردم ( بهشت و نعمتهايش را ) از خداوند مىخواهند چنان كه فرشتگان مىگويند :
رَبَّنا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدْتَهُمْ
؛ « پروردگارا مؤمنان را در بهشت جاويدى كه وعده فرمودهاى وارد كن » ( غافر / 8 ) و از قول مؤمنان مىخوانيم :
رَبَّنا وَ آتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِكَ
؛ « پروردگارا آنچه را به پيامبرانت در بارهء ما وعده فرمودهاى به ما مرحمت كن » ، ( آل عمران