فعل مضارع داخل شود ، به معناى « ربما » است ، و چنان كه ربّما در شعر ذيل معناى كثرت مىدهد « قد » نيز در اين امر پيروى از آن مىكند چنان كه در دو شعر بعد مىآيد به ترتيب :
الف :
فان تمس مهجور الفناء فربّما * اقام به بعد الوفود وفود « 1 »
در اين شعر كلمهء « ربما » مفيد معناى تكثير است .
ب :
اخى ثقة لا تهلك الخمر ماله * و لكنّه قد يهلك المال نائله « 2 »
در اين جا « قد » با اين كه بر مضارع داخل شده به معناى كثرت و تأكيد است .
أَلا إِنَّ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
؛ در اين آيه تمام عالم وجود ، از حيث آفرينش و مملوكيت و متعلّق علم واقع شدن ، به ذات اقدس خداوندى اختصاص داده شده است ، بنا بر اين چگونه حالات درونى و اعمال منافقان بر او پوشيده باشد و اگر چه آنها در پنهان داشتن و پوشانيدن آن از چشمها ، كوشش فراوانى مىكنند ، ولى خدا در روز رستاخيز از آنچه در باطن خود داشتهاند به آنان خبر مىدهد و در آن روز آنها را به همان امور ، مجازات و كيفر مىكند .
خطاب در جمله
« قَدْ يَعْلَمُ ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ »
غيبت در
« وَ يَوْمَ يُرْجَعُونَ إِلَيْهِ »
، مىتواند هر دو به طريق التفات براى منافقان باشد ، و ممكن است كه « ما انتم عليه » عام و شامل ( منافق و غير آن ) و « يرجعون » ويژهء منافقان باشد .
هامش
( 1 ) - اگر به وسيلهء مرگ تو اكنون آستانهء خانهات متروك مانده ( اندوهى نيست ) زيرا ( در گذشته ) مردم زيادى در اين جا اجتماع كرده و كسب فيض نمودهاند . شعر از ابو عطاى سندى در مرثيهء ابن هبيره است كه منصور او را كشته بود .
( 2 ) - برادر من مورد اعتماد است و « خمر » ثروت او را نابود نمىكند ( آن را در شرابخوارى مصرف نمىكند ) اما كس ديگرى كه ثروت را به دست مىآورد به يقين آن را نابود مىكند . تصحيح استاد گرجى ، پاورقى ج 3 ، ص 124 .