ابو ايّوب انصارى مىگويد : به رسول خدا عرض كرديم : « استيناس » به معناى چيست ؟ فرمود : هنگامى كه انسان مىخواهد به خانهاى وارد شود به ذكر خدا مشغول مىشود ، صدايش را به سبحان اللَّه و حمد و تكبير بلند مىكند و سرفهاى مىكند تا به اين طريق از اهل خانه اذن بگيرد ، و معناى تسليم آن است كه سه مرتبه بگويد : السّلام عليكم ، أ أدخل ؟ : ( سلام عليكم آيا اجازه هست وارد شوم ؟ ) اگر اجازه دادند داخل شود و اگر نه ، برگردد .
ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ
، اين اجازه گرفتن و سلام دادن از تحيّت دوران جاهليت بهتر است ، زيرا آنها هر گاه به هم مىرسيدند مىگفتند : « حييتم صباحا و مساء » ( زنده باشيد ، صبح و شب ) . و نيز از دخول بدون « اذن » بهتر است .
لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ
، اين مسائل براى شما نازل شده است كه دستور خدا را بزرگ شماريد و به آنچه در مسألهء اجازه گرفتن امر شدهايد عمل كنيد .
فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فِيها أَحَداً
، پس اگر هيچ اجازه دهندهاى نديديد ، داخل نشويد ، بلكه صبر كنيد تا كسى را بيابيد كه به شما اجازهء ورود دهد ، يا اگر كسى از اهل خانه را در آن جا نيافتيد ، داخل نشويد مگر به اجازهء اهلش زيرا ورود تصرّف در ملك غير است كه بدون اجازهء او جايز نيست .
« فَارْجِعُوا »
پس برگرديد و دم در به انتظار بايستيد و در رفع موانع ورود اصرار نداشته باشيد .
هُوَ أَزْكى لَكُمْ
، برگشتن براى شما پاكيزهتر است به دليل اين كه سلامت و تندرستى شما در آن است و از شك و گمان بد ، دربارهء شما به دور است و سودش بيشتر و خيرش فزايندهتر است .
هامش
رويش آن گياه مىرسم ، مثل اين كه با ر و بنهء من ، بر دوش ديده بانى است كه به تنهايى جلو خود را زير نظر دارد .