تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
ناپاك مىگويند و سخنان زشت و ركيكى كه آنها بر زبان جارى مىكنند ، برىء و بيزارند . 2 - مىتوان گفت : مراد از خبيثان و طيّبات زنان هستند ، يعنى زنان خبيث با مردان خبيث ازدواج مىكنند ، همچنين اشخاص پاك و طيّب با هم پيوند زناشويى مىبندند .
حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا
، اين كلمه از مادهء « انس » و باب استفعال است و در معنايش دو وجه بيان شده است : 1 - از « استيناس » نقطهء مقابل « استيحاش » است ، به اين بيان : كسى كه در خانهء ديگرى را مىزند ، نمىداند كه آيا به او اجازه خواهند داد يا نه ؟ و در اين حالت ، مانند كسى است كه از امرى وحشت دارد و هراسناك است ، به اين دليل كه مطلب برايش معلوم نيست . اما وقتى كه به او اجازهء ورود و جواب مثبت داده شود دلش آرام مىگيرد . پس معناى آيه اين است ( داخل نشويد ) تا وقتى كه به شما اجازه داده شود ، مثل قول خداوند :
لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ
، « به خانه‌هاى پيامبر وارد نشويد ، مگر اين كه به شما اجازه داده شود » ( احزاب / 52 ) . بنا بر اين در آيهء مورد نظر ، استيناس را به جاى « اذن » قرار داده ، زيرا مرادف آن است . 2 - از « آنس الشيء » گرفته شده ، يعنى آن را آشكارا ديد . پس معناى آيه اين مىشود كه به اين مكانها داخل نشويد تا وقتى كه خوب بدانيد و حقيقت مطلب برايتان كشف شود كه آيا ورود شما خواسته شده است يا نه ؟ و از اين قبيل است جملهء : استأنست فلم ار احدا ( تحقيق كردم ، امّا هيچكس را نديدم ) و از همين قبيل است قول نابغة : على مستأنس و حدى . « 1 »
هامش
( 1 ) -كأنّ رجلى و قد زال النهار بنا * بذى الجليل على مستأنس وحدىكشّاف ، ج 3 ، ص 226 . موقعى كه بر شتر خود سوار مىشوم ، از سرعت زيادش در نيمهء روز به جاى