وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ
، « لو لا » ى اول و دوم براى تخصيص ، و سوم براى امتناع شىء به خاطر وجود غيرش مىباشد ، يعنى اگر نمىبود اين كه من حكم كردهام كه در دنيا و آخرت بر شما تفضّل كنم ، به كيفر دادنتان به سبب آنچه در آن وارد شديد يا از آن گفتگو مىكرديد ، شتاب مىكردم .
« افضتم » افاض فى الحديث ، و اندفع ، و خاض : شتابان و كامل به سخن گفتن پرداخت .
إِذْ تَلَقَّوْنَهُ . . .
، « اذ » ظرف براى « مسّكم » يا « افضتم » ( در آيهء قبل ) مىباشد و تلقّونه يعنى برخى از شما آن داستان دروغ را از دهان برخى ديگر مىگيريد و بعضى گفتهاند : تلقّى القول ، تلقّنه ، و تلقفه ، همه به يك معناست ، و در اصل : « تتلقّونه » بوده و « تاء » حرف مضارع به خاطر تخفيف حذف شده است .
در اين آيه خداوند ، دستاندركاران شايع ساختن داستان افك را ، به مرتكب شدن سه گناه توبيخ فرموده و عذاب و كيفرشان را مربوط به آنها دانسته است ، و گناههاى سه گانه عبارتند از :
1 - آن را بر سر زبانها بازگو مىكردند تا منتشر و همه جاگير شد .
2 - دربارهء اين داستان حرفهايى مىگفتند كه علم به آن نداشتند .
3 - اين كارهاى ناپسند و زشت خود را امرى آسان و كوچك و بىاهميّت مىدانستند .
وَ لَوْ لا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُمْ
، در اين آيه ، فاصله قرار دادن ميان « لولا » و « قلتم » به وسيلهء ظرف ، به منظور فايدهاى است : كه آنها مىبايست به مجرّد اين كه آن افترا را شنيدند ، از سخن گفتن دربارهء آن خوددارى مىكردند ، پس ذكر وقت ، اهميّت بيشترى داشت و لذا آن را جلوتر آورده است .
« سُبْحانَكَ »
تسبيح ، يا به خاطر تعجّب از بزرگى و عظمت مطلب است ، و يا خداى را منزّه از آن مىداند كه همسر پيامبرش فاجر و بد كاره باشد .