مهربان و داراى رحمت بىپايان است ، شامل حالتان نبود ؟ ( او خود مىداند كه چه مىشد ) . ( 20 )
تفسير :
إِنَّ الَّذِينَ جاؤُ بِالْإِفْكِ
، « افك » به معناى رساترين دروغ است و اصل آن از « افك » به معناى « قلب » يعنى واژگونگى و خلاف راستى است زيرا سخن افك ، سخنى است كه چهرهاش دگرگون شده و حقيقتش از بين رفته باشد و مراد از « افك » در اين جا تهمتى است كه به عايشه و صفوان بن معطّل وارد شد .
« عصبة » بر گروهى از ده تا چهل نفر اطلاق مىشود و « عصابه » نيز به همين معناست . اعصوصبوا يعنى اجتمعوا ، گروهى كه اين دروغ را جعل كردند ، اينهايند :
عبد اللَّه بن ابىّ [ سردستهء منافقان ] همان كسى است كه « تولّى كبره » قسمت اعظم اين گناه را بر عهده داشت . و مسطح بن اثاثه ، و حسّا بن ثابت ، و حمنة دختر جحش ، بالأخره اينها و هر كس كه اينها را در آن امر مساعدت كرد هر كدام به مقدار دخالتشان در اين افترا بهرهاى از گناه را دارند ولى كيفر بزرگ براى عبد اللَّه بن ابىّ است ، زيرا قسمت اعظم آن از او سر زده بود كه اين داستان دروغ را در ميان مردم شايع مىكرد و مىگفت : اى مؤمنان همسر پيغمبرتان شب را با مردى ( اجنبى ) تا صبح گذرانده و بعد آن مرد آمده در حالى كه افسار شتر وى را بر دوش مىكشيد ، به خدا سوگند ، اين دو از يكديگر نجات نيافتند .
هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ
، مخاطب عايشه و « صفوان » كه متّهم به اين تهمت بودند ، و تمام مؤمنانى كه از اين قضيّه ناراحت شده بودند و نيز هر كسى است كه به دروغ متّهم به كارى ناپسند شده ، مىباشد .
معناى اينكه اين افترا براى آنها خير بود اين است كه خداوند در مقابل صبرى كه تحمّل مىكنند عوضى نيكو به آنها عنايت مىفرمايد .
علت وقوع افترا اين بود كه عايشه در راه جنگ بنى المصطلق براى قضاى