تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
حاجت به كنارى رفت . از آن جا كه برگشت ديد گلوبندش پاره شده و دانه‌هاى آن ريخته ، مجددا رفت تا آنها را پيدا كند . وقتى كه برگشت ، ديد قافله رفته و هودجش را به گمان اين كه او در ميان آن قرار دارد ، روى شتر گذاشته و برده‌اند . صفوان كه به دنبال قافله مىآمد اين جا رسيد و عايشه را ديد ، شترش را خوابانيد او را سوار كرد و مهار آن را گرفته مىكشانيد تا به قافله رسيد و اين در موقعى بود كه براى اقامهء نماز ظهر فرود آمده بودند ، اين داستان را زهرى از خود عايشه چنين نقل كرده است . « تولى كبره » : بعضى به ضم كاف خوانده‌اند ( به كسر به معناى بزرگى و به ضم به معناى سنگينى است ) « 1 » يعنى قسمت بزرگ و گناه سنگين افترا را او ( عبد اللَّه ابى ) متحمّل شد .
لَوْ لا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ . . .
بِأَنْفُسِهِمْ
، « بانفسهم » : مقصود كسانى است كه مانند نفسهاى خودشان بودند ، زيرا مؤمنان همه‌شان مانند يك شخص هستند ، و از همين قبيل است :
لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ
، « همدينان خود را نكوهش نكنيد » ( حجرات / 10 ) و
فَسَلِّمُوا عَلى أَنْفُسِكُمْ
، « بر خودتان سلام كنيد » ( حجرات / 61 ) و معناى آيه را چنين گفته‌اند : چرا وقتى كه اين مطلب را شنيديد همان چيزى را گمان نكرديد كه اگر براى خودتان اتّفاق مىافتاد گمان مىكرديد ؟ و علت اين كه نفرموده است : ظننتم بانفسكم خيرا ، اين است كه اسم ظاهر به جاى ضمير و التفات از خطاب به غيبت ، مفيد توبيخ بيشترى است و نيز دلالت مىكند بر اين كه اشتراك در ايمان اقتضا دارد كه مؤمن نبايد هر چه را ديگران دربارهء مذمّت برادر مؤمنش مىگويند بپذيرد ، بلكه بايد برائت ساحت او را از هر گونه عيبى اظهار كند و قاذف او را تكذيب نمايد .
هامش
( 1 ) - داخل پرانتز از ترجمهء مجمع البيان ، ج 17 ، ص 107 .
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 295 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى