ناديده گرفتن بدى و احسان در عوض آن مىباشد .
نَحْنُ أَعْلَمُ بِما يَصِفُونَ
؛ در تفسير اين آيه دو احتمال ذكر شده است :
1 - ما از همه بهتر مىدانيم كه دشمنانت چه اوصاف ناپسندى بر خلاف واقع به تو نسبت مىدهند .
2 - ما از ويژگيهاى آنها و سوء نيّتشان نسبت به تو ، از همه آگاهتر و بر مجازاتشان تواناتريم .
« أَعُوذُ بِكَ »
به تو پناه مىبرم ، از وسوسههاى شياطين .
« همز » به معناى دفع و تحريك با شدّت است « 1 » و از همين قبيل است : « مهماز « 2 » الرّائض ، شياطين مردم را به گناه تحريك مىكنند چنان كه سوار كاران چهار پايان را بر راه رفتن تحريك مىكنند و از همين قبيل است
أَ لَمْ تَرَ أَنَّا أَرْسَلْنَا الشَّياطِينَ عَلَى الْكافِرِينَ تَؤُزُّهُمْ أَزًّا
؛ « آيا نديدى كه شياطين را بر سر كافران فرستاديم تا سخت آنها را آزار كنند » ( مريم / 82 )
« وَ أَعُوذُ بِكَ »
خداى تعالى ( در اين دو آيهء متوالى ) پيامبرش را دستور مىدهد كه با تكرار لفظ « ربّ » كه حكايت از تضرّع و التماس بيشترى دارد ، از وسوسههاى شياطين ( در آيهء اول ) و از اين كه آنها پيش او حضور يابند و او را مشاهده كنند ( در آيهء دوم ) به خدا پناه ببرند .
در مكان يا زمان حضور شياطين سه قول نقل شده است :
الف : ابن عباس مىگويد : مراد هنگام تلاوت قرآن است .
ب : از عكرمه نقل شده : منظور هنگام جان كندن است .
هامش
( 1 ) - تفسير نمونه ، ج 14 ، ص 307 .
( 2 ) - مهماز جمع مهميز : ميخ آهنينى كه بر پاشنهء كفش نصب مىكنند يا هنگام سوارى بر تهيگاه اسب مىزنند فرهنگ نفيسى . آلت فلزّى كه هنگام سوارى بر پاشنهء چكمه مىبندند ، در فارسى فخيز هم مىگويند فرهنگ عميد . و مىتوان گفت مهماز الرائض ، چيزى است كه سوار كار براى راندن مركب به كار مىبرد .