مرفوع ، خبر مبتداى محذوف دانستهاند .
إِمَّا تُرِيَنِّي ما يُوعَدُونَ ، رَبِّ فَلا تَجْعَلْنِي
؛ نون براى تأكيد و « ما » ى زايده نيز براى تأكيد « ان » مىباشد ، يعنى اگر چارهاى نيست ، و حتما آنچه از عذاب دنيا و آخرت را كه به آنها وعده داده شده باشد به من بنمايانى پس مرا در ميان آنها قرار مده و هر گاه خواستى آنان را كيفر فرمايى مرا از ميانشان خارج كن .
حسن بصرى مىگويد : خداوند به پيغمبرش خبر داد كه در ميان امّتش نقمت و ناخوشى واقع خواهد شد ، امّا مشخص نفرمود كه آيا در زندگانى آن حضرت خواهد بود يا بعد از وفاتش و از اين جهت او را دستور داد كه چنين دعا كند : ( پس مرا در ميان آنها قرار مده ) .
از ابن عباس و جابر بن عبد اللَّه نقل شده است كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله در حجة الوداع در سرزمين منا فرمود : « اى مردم » پس از من به كفر بر نگرديد كه بعضى از شما گردن بعضى ديگر را بزنيد ، به خدا سوگند اگر چنين كارى كنيد مرا در ميان گروهى اسب سوار خواهيد ديد كه شما را مىزنند » . « 1 » در اين هنگام از پشت سر دستى به شانهء چپ آن حضرت خورد ، رسول خدا به آن توجّه كرد و فرمود : « او علىّ » آيا اين شخص على است ؟ ( يعنى اگر من در ميان آن سپاه نباشم على عليه السّلام خواهد بود .
ترجمه مجمع ، ج 17 ، پاورقى ص 79 ) اين جا بود كه اين آيات نازل شد .
تكرار كلمهء « ربّ » در اين دو آيه : يكى پيش از شرط و ديگرى پيش از جزا ، دلالت بر فضيلت و ارزش ناله و زارى در پيشگاه حق تعالى دارد .
وَ إِنَّا . . .
لَقادِرُونَ
؛ ما قادريم بر اين كه آنچه را به آنها وعده مىدهيم تحقّق بخشيم ، اما به آنها مهلت مىدهيم ( كه شايد برگردند ) « ادفع » بدى را به نيكى دفع كن ، منظور
هامش
( 1 ) -
لا ترجعوا بعدى كفّارا يضرب بعضكم رقاب بعض ، و أيم اللَّه لئن فعلتموها لتعرفنى فى كتيبة يضاربونكم .