آن ساكنند از عقلا و غير آنها آفريده ، مىتواند همهء آنها را نابود كند و باز به زندگانى برگرداند زيرا اعاده ، از آفرينش آغازين - مشكلتر نيست ، و نيز او سزاوار است كه هيچ كس و هيچ چيزى را برايش در خدايى شريك قرار ندهند ، چرا كه همه چيز و هر كس غير از او ، آفريده و مخلوق اوست .
« سَيَقُولُونَ لِلَّهِ »
، در آيهء اول از اين سه مورد فقط با « لام » خواندهاند ولى در دو آيهء بعد بدون آن نيز خواندهاند زيرا در حقيقت معناى : « من ربه » و « لمن هو » يكى است « 1 » ( زيرا وقتى جستجو از پروردگار چيزى يا كسى مىكنيم ، صاحب و مالك حقيقى آن را مىجوييم ) .
« أ فلا تتقون » پس چرا از خدا بيم نداريد تا به او شرك نياوريد .
وَ هُوَ يُجِيرُ وَ لا يُجارُ عَلَيْهِ
؛ اجار الرجل فلانا على فلان ، اى اغاثه منه و منعه ، يعنى او را از زير بار ستم فلانى نجات داد و معناى آيه اين است : چه كسى يارى مىكند هر كه را بخواهد بر هر كسى كه بخواهد ( جز خدا ) و هيچ كسى نمىتواند خدا را از كسى كه به او ارادهء سوء كرده باز دارد .
« فَأَنَّى تُسْحَرُونَ »
پس چگونه فريفته مىشويد و از جادهء يكتا پرستى منحرف مىگرديد ؟ دليل اين معنا ، شعر امرؤ القيس است :
ارانا موضعين لحتم غيب * و نسحر بالطعام و بالشراب
( و ما خود را براى لزوم مرگ پنهانى شتابان مىبينيم و در عين حال فريفتهء طعام و شراب دنيا هستيم ) « نسحر » يعنى فريفته مىشويم و فريب دهنده ، شيطان يا هواى نفس است .
بَلْ أَتَيْناهُمْ بِالْحَقِّ
؛ بلكه حق را بر ايشان آورديم كه شرك ، باطل ، و نسبت فرزند به
هامش
( 1 ) - در دو آيهء آخر بدون « لام » حمل بر لفظ است و با « لام » حمل بر معناست ، زيرا معناى« مَنْ رَبُّ السَّماواتِ »« لمن السماوات » مىباشد ، خلاصه از املاء ما منّ به الرّحمن ، ج 2 ، ص 151 .