نعمت شايستهء شكر ، نيروى شنوايى ، و بينايى و دلها را به طور خصوص ذكر فرموده ، زيرا اين اعضا و قوا ، منافع دينى و دنيايى دارند كه در غير آنان نيست ، و از جملهء منافع آنها اين است كه در شناخت آيات خدا و كارهاى او به كار برده مىشوند به اين طريق كه به آنها استدلال بر يگانگى و توحيد او مىكنند و نعمتش را شكر مىكنند ، زيرا مقدّمهء شكر ، اقرار به نعمتهاى منعم ، و شريك براى او قرار ندادن است .
قَلِيلًا ما تَشْكُرُونَ
؛ يعنى تشكرون شكرا قليلا ، و « ما » زايده مفيد تأكيد است :
( شكر بسيار اندكى براى او انجام مىدهيد ) .
« زرأكم » خداوند شما را آفريد و با ، زاد و ولد پراكندهتان ساخت .
« و اليه تحشرون » و پس از تفرقه و جدايى در پيشگاه او ( روز قيامت ) جمع مىشويد .
وَ لَهُ اخْتِلافُ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ
؛ موضوع اختلاف و آمد و شد شب و روز ، تنها در اختيار خداوند است و ايجاد آن ويژهء اوست و غير از او كسى قادر بر تغيير شب و روز نيست .
« أ فلا تعقلون » با « ياء » صيغهء غايب هم خوانده شده است .
« بل قالوا » : اهل مكّه همان حرفى را گفتند كه گذشتگان منكر رستاخيز مىگفتند .
« اساطير » جمع اسطوره ، افسانههاى بدون حقيقت كه از گذشتگان نقل و در كتابها ثبت و ضبط شده است .
قُلْ لِمَنِ الْأَرْضُ . . .
؛ خداوند بعد از بيان اعتقادات فاسد كفّار ، در اين آيه با طرح مطلبى كه نسبت به آن جاهل هستند ، بر ضدّ آنها استدلال كرده و منظور اين است كه اگر در ادّعاى علم و آگاهيتان صادق هستيد آنچه از شما مىپرسم پاسخ دهيد كه زمين و آنچه در آن است از آن كيست ؟
أَ فَلا تَذَكَّرُونَ
؛ پس چرا متذكّر نمىشويد تا بدانيد : كسى كه زمين و آنان را كه در