و اشتياقشان به تقليد بدون دليل از آبا و اجداد و بهانه جوييهايشان به نسبت دادن جنون به آن حضرت مىباشد .
عَنِ الصِّراطِ لَناكِبُونَ
؛ آنها كه ايمان نمىآورند ، از صراط مستقيم كه ( در آيهء قبل ) ذكر شده منحرفند . موقعى كه ثمامة بن اثال حنفى مسلمان شد ، و به يمامه رفت و غذا و طعام را از اهل مكّه منع كرد و خداوند آنان را به خشكسالى مبتلا ساخت تا آن جا كه از گرسنگى به خوردن « علهز » كه مخلوطى از خون كنه و پشم ( شتر ) است وادار شدند ، ابو سفيان بن حرب خدمت پيامبر آمد و گفت : تو را به خدا و شرافت خويشاوندى سوگند مىدهم ، آيا گمان نمىكنى كه براى مردم تمام عالم به عنوان رحمت برانگيخته شدهاى ؟ فرمود : بلى ، چنين مبعوث شدهام . ابو سفيان گفت : پدران را با شمشير و فرزندانشان را با گرسنگى كشتى و معناى آيه اين است : اگر خداوند از اين مردم اين خسارت جانى و مالى ، لاغرى و قحطى را كه به آن مبتلا هستند با رحمت خود بر آنها ، بر طرف سازد و به فراوانى نعمت برسند ، دوباره به همان استكبار و مخالفت بر خواهند گشت و به گمراهى خود ادامه خواهند داد .
وَ لَقَدْ أَخَذْناهُمْ . . .
حَتَّى إِذا فَتَحْنا
؛ خداوند در اين آيه به منظور اتمام حجّت به اين مطلب استشهاد فرموده است كه ما آنها را به زور شمشير و آنچه در روز بدر به روزگار آنها آورديم . بزرگانشان را كشتيم و عدّهاى از آنها را به اسيرى گرفتيم اما آنها نه تسليم دين خدا شدند و نه به درگاه او تضرّع كردند تا اين كه بالاخره باب گرسنگى را بر روى آنها گشوديم كه كيفرى است سختتر از اسيرى و كشتن . پس در همان ساعت از هر خيرى محروم شدند و گردنهايشان خم شد تا جايى كه دشمنترين و خود خواهترين آنها از تو طلب عفو و گذشت كردند و عطوفت و مهربانى خواستند و معناى ديگر آيه اين است : آنان را به هر آزمايشى آزموديم ، از قبيل گرسنگى و كشتن ، و در عين حال از آنها هيچ گونه تسليم و فرمان پذيرى ديده نشد ، و هم چنان پيوسته به گردنكشى خود ادامه مىدهند تا به آتش جهنّم ، عذاب و