دو دست هر يك از آنها از ميان مچ تا زانو به هم بسته شده باشد . از امام باقر عليه السّلام نقل شده است كه « صوافن » قرائت فرموده ، و اين قرائت از ابن مسعود و ابن عباس نيز نقل شده و از صفوان الفرس گرفته شده به اين معنى كه اسب بر روى سه دست و پا مىايستد و چهارمى را از طرف سم بلند مىكند ، چنان كه شتر گاهى يكى از دو دستش بسته مىشود و بر روى سه دست و پا مىايستد .
فَإِذا وَجَبَتْ جُنُوبُها
؛ هنگامى كه شتر قربانى بر روى زمين بيفتد ، يعنى بطور كلى روح از بدنش خارج شود . فعل « وجب » : از وجب الحائط وجبة ( ديوار سقوط كرد ) و « وجبت الشمس جبة » ( آفتاب غروب كرد ) گرفته شده است .
فَكُلُوا مِنْها
؛ خوردن و خوابيدن از آن براى شما حلال است . « قانع » يعنى سائل ، از قنعت اليه و كنعت يعنى در مقابل او كرنش كردم و با قناعت از او درخواست كردم . « و المعتزّ » : كسى كه خود را در معرض اطعام قرار مىدهد ولى سؤال نمىكند .
يا اين كه « قانع » به معناى خشنود و راضى است كه به هر چه او را بخشيدهاى قناعت مىكند . و « معترّ » كسى است كه از كنار تو عبور مىكند و چيزى به او عطا مىكنى . فعلهاى : عراه و اعتراه ، عرّه و اعترّه ، همه به يك معناست .
سَخَّرْناها لَكُمْ
؛ حيوانهاى قربانى را چنان در اختيار شما قرار داديم كه آنها را به فرمان خود در مىآوريد و آنها را به دربند مىسازيد ، اين چيزى است كه خداوند بر آن نسبت به بندگانش منّت گذاشته است .
لَنْ يَنالَ اللَّهَ لُحُومُها وَ لا دِماؤُها
؛ گوشتهايى كه تصدّق داده مىشود و خونهايى كه از نحر كردن شتر بر زمين ريخته مىشود ، چيزى نيست كه رضايت و خشنودى خداوند را جلب كنند ، بلكه آنچه رضايت حق تعالى را جلب مىكند ، پرهيزكارى و اخلاص و نيّت پاك شماست . دو فعل : « ينال » و « يناله » با « تا » ( مؤنث غايب ) نيز خوانده شده است . روايت شده است كه مردم زمان جاهليّت وقتى كه ( قربانيها ) را نحر مىكردند ، خانهء خدا را به خون آلوده مىساختند . و مسلمانان هم وقتى كه در