تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
متن و عمق آن و اين تعبير در قرآن تشبيهى است براى اين گونه مردمان كه در دين خود ، داراى اضطراب خاطرند و حالت اطمينان و آرامش ندارند مثل كسى كه در كنارهء لشكر قرار مىگيرد پس اگر احساس پيروزى و غنيمت كند مطمئن مىشود و ثابت مىماند و در غير اين صورت ( كه احساس شكست كند از صحنه ) مىگريزد .
خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ
؛ « خاسر » نيز خوانده شده ، جمله حال و در محلّ نصب است .
ذلِكَ هُوَ الضَّلالُ الْبَعِيدُ
؛ اين عبارت استعاره از گمراهى كسى است كه در بيابانى پهناور گم شده و بسيار از مقصد خود دور افتاده باشد . و خداوند اين شخص كافر را به اين دليل نادان شمرده است كه جسم بىجانى را عبادت مىكند كه مالك هيچ سود و زيانى نيست ، و حال آنكه وقتى از آن طلب شفاعت مىكند معتقد است كه برايش نفعى دارد .
يَدْعُوا لَمَنْ ضَرُّهُ أَقْرَبُ مِنْ نَفْعِهِ
؛ و آن گاه اين كافر در روز قيامت كه مىبيند به خاطر پرستش بتها داخل آتش مىشود و آرزوى شفاعتى كه از آنها مىداشت برايش ميسّر نيست ، با دعا و فرياد مىگويد : لمن ضره اقرب من نفعه لبئس المولى و لبئس العشير : آن كه زيانش از سودش نزديكتر است ، دوست بد و ياور بدى است . وجه ديگر ، اين است كه فعل « يدعو » در اين آيه تكرار آن در آيهء قبل باشد و گويى گفته شده : يدعو يدعوا من دون اللَّه ما لا يضرّه و ما لا ينفعه . و بعد چنين گفته : لمن ضره بكونه معبودا اقرب من نفعه بكونه شفيعا لبئس المولى : كسى كه زيان پرستيدنش از سود شفاعتش نزديكتر باشد ، بد مولايى است ، « مولا » به معناى ياور و عشير يعنى همراه و صاحب ، مثل
فَبِئْسَ الْقَرِينُ
؛ « پس بد همراهى است » ( زخرف / 38 )
مَنْ كانَ يَظُنُّ
؛ هر كس از حسودان و دشمنان رسول خدا كه طمع در شكست آن حضرت دارد و گمان مىكند كه خداوند پيامبرش را يارى نمىكند و از اين كه به
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 193 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى