تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
ج : به نظر ضحّاك مراد هنگامى است كه خلود جهنّميان در آتش اعلام مىشود . د : موقعى است كه مرگ را به صورت قوچ كبود رنگ و زيبايى سر مىبرند و صدايى بلند مىشود كه اى اهل بهشت مرگ از بين شما رفت و شما براى هميشه در بهشت باقى هستيد و اى اهل دوزخ مرگ تمام شد و براى هميشه در جهنّم باقى مىباشيد .
وَ تَتَلَقَّاهُمُ
؛ براى داخل شدن از درهاى بهشت فرشتگان با تهنيت و عرض خير مقدم آنها را استقبال مىكنند و مىگويند : هم اكنون زمان فرا رسيدن پاداشى است كه پروردگارتان به شما وعده داده بود . « يوم نطوى » : منصوب به فعل « لا يحزنهم » يا « تتلقاهم » مىباشد . « نطوى السماء » اين فعل بطور مجهول ( و مؤنث غايب ) : تطوى السماء . . . نيز خوانده شده است . در معناى « سجلّ » احتمالاتى داده شده است : الف : صفحهء نامه نگارى ، يعنى هم چنان كه طومار براى نوشتن درهم پيچيده مىشود آسمان هم در نورديده مىشود ، زيرا « كتاب » « 1 » بر وزن بناء در اصل مصدر بوده و سپس ( در اين جا ) بر مكتوب و نوشته شده اطلاق شده است ، امّا بنا به قرائت « للكتب » ( كه مشهور و جمع كتاب است ) مقصود نوشته شده‌ها است يعنى معانى بسيارى كه در نامه نوشته مىشود . ب : همچنين گفته‌اند : منظور از « سجّل » فرشته است كه وقتى نامه‌هاى اعمال بنى آدم به سوى او بالا مىرود آنها را به هم مىپيچد . ج : بعضى گفته‌اند نام يكى از نويسندگان پيامبر اكرم بوده است . و بنا بر اين ، كتاب نام صفحه‌اى است كه در آن چيزهاى نوشته شده است .
كَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ
؛ اول خلق : مفعول « نعيد » است كه حذف شده و فعل « نعيده » آن را تفسير مىكند ، و « ما » كافّه است ، يعنى كاف را از عمل باز داشته و معناى
هامش
( 1 ) - كه بسيارى از قرّاء « كطىّ السجل لكتاب » خوانده‌اند . مجمع البيان ، ذيل همين آيه .