مقصودش برساند ، كافى است .
« رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ »
: پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله براى تمام جهانيان رحمت است زيرا از طرف خداوند آنچه را مايهء سعادت آنهاست آورده و كسى كه از او پيروى نكند ، هر بدى كه ببيند از خود ، ديده است ، زيرا خودش مايهء بدبختيش را فراهم ساخته است . گفته شده : دليل اين كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله براى كافران ( نيز ) رحمت بوده اين است كه به واسطهء او كيفر آنها به تأخير افتاد و به آنها وسيله از عذاب ريشه كن كنندهء ( دنيا ) در امان ماندند .
قُلْ إِنَّما يُوحى إِلَيَّ
؛ « انما » : اين كلمه كه مفيد حصر است گاهى مطلبى را در انحصار شخصى قرار مىدهد مثل : انّما زيد قائم . تنها زيد است كه ايستاده است ( نه كس ديگر ) و گاهى شخصى را به كارى اختصاص مىدهد ( بر عكس اول ) مثل : انّما يقوم زيد ؛ زيد فقط مىايستند ( كار ديگرى انجام نمىدهد ) و در اين آيه هر دو ، جمع شده ، زيرا جملهء : انّما يوحى الى با ( نايب ) فاعلش « 1 » ، مثل انّما يقوم زيد است ، « 2 » و جملهء : انّما الهكم إله واحد ، به منزلهء انّما زيد قائم است « 3 » و اجتماع اين دو مثال در آيه دلالت بر اين دارد كه وحى بر پيامبر فقط به اين منظور است كه خداوند عزّ اسمه به وحدانيت و يگانگى اختصاص يابد ( و منظور بالاصاله تنها توحيد است نه چيزهاى ديگر ) .
فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ
؛ اين جمله دلالت مىكند بر اين كه وحى با روش مذكور موجب مىشود كه مسلمانان يگانگى حقيقى را ويژهء خداوند بدانند ، و نيز ممكن است « ما » را موصوله بگيريم كه معناى آيه اين باشد : انّ الذى يوحى الى : آنچه به من وحى مىشود . . .
هامش
( 1 ) - چون فعل « يوحى » مجهول است ، پسأَنَّما إِلهُكُمْ. . . نايب فاعل است نه فاعل .
( 2 ) - من تنها از راه وحى است كه مىگويم خدا يكتاست و از راه ديگرى يا از پيش خود نمىگويم .
( 3 ) - يعنى فقط خداى شماست كه يكتا مىباشد نه خدايان ديگران .