جبرئيل در گريبان لباس او دميد و آن نفخه به درون مريم رسيد ، و اگر نفخ روح را به معناى احيا و زنده كردن بگيريم ؛ مثل :
وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي
؛ « از روح خودم در آدم دميدم » ( حجر / 29 - ص / 72 ) يعنى او را زنده كردم ، معناى آيه اين مىشود :
روح عيسى عليه السّلام را در مريم دميديم ، يعنى عيسى را در شكم مريم زنده كرديم ، چنان كه فرد نىزن مىگويد : نفخت فى بيت فلان يعنى نفخت فى المزمار فى بيته : در خانهء فلانى ، در نى ، دميدم .
وَ جَعَلْناها وَ ابْنَها آيَةً لِلْعالَمِينَ
؛ مريم و پسرش را نشانهاى براى جهانيان قرار داديم . دليل اين كه « آيه » را به صورت ( مثنا ) آيتين نياورده اين است كه حالت هر دو ( مادر و فرزند ) يك آيه و يك نشانه شمرده مىشوند و آن به دنيا آمدن فرزند بدون شوهر مىباشد .
إِنَّ هذِهِ أُمَّتُكُمْ
؛ مقصود از « امت » « 1 » دين اسلام است ، يعنى دين اسلام . دين شماست كه واجب است به آن معتقد باشيد و از آن منحرف نشويد و كلمهء « واحدة » كه اشاره به عدم اختلاف است بر همين معنا دلالت دارد . و
« أَنَا رَبُّكُمْ »
: من خداى شما ، معبود يكتايم ، پس مرا عبادت كنيد .
وَ تَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ
؛ اصل در اين فعل « و تقطّعتم » بوده است . يعنى شما در امر دنيايتان متفرّق شديد ، اما در اين جا التفات به كار رفته و از خطاب به غيبت آمده تا بفهماند كه كار آنها نزد خودشان زشت بوده و به آنها مىگويد : آيا نمىبينيد كه آنها چه گناه بزرگى در دين خدا مرتكب شدند ؟ مقصود اين است كه آنها امر دينشان را در بين خود پاره پاره كردند ؛ مثل اين كه يك گروه چيزى را در ميان خود تقسيم كنند تا هر فردى از آن بهرهاى ببرند و اين تشبيهى است براى اختلاف مردمى كه در
هامش
( 1 ) - امّت : هر گروهى است كه جهت مشتركى آنها را به هم پيوند دهد : دين ، يا زمان يا مكان واحد ، خواه به وحدت اختيارى يا غير اختيارى باشد ( تفسير نمونه ، ج 13 ، ص 497 نقل از مفردات راغب .