حكم كرد كه گوسفند بايد به صاحب مزرعه ( يا باغ ) داده شود ( زيرا تمام مزرعه را درهم شكسته و از بين برده بود ) . حضرت سليمان در حالتى كه يازده ساله بود گفت :
اى پيامبر خدا ، حكمى غير از اين براى طرفين مناسبتر است . داوود گفت : آن حكم ، كدام است ؟ سليمان گفت : گوسفند را به صاحب زراعت مىدهى تا ( از شير و منافعش ) بهره گيرد و مزرعه را هم به صاحب گوسفند مىدهى و روى آن ، كار مىكند تا به حال اوّلش برگردد ( آباد شود ) داوود فرمود كه حكم حقيقى همين است كه تو بيان داشتى و آن را صادر كرد .
حقيقت امر اين است كه حكم هر دو پيامبر با استفاده از وحى بوده است ، جز اين كه حكومت سليمان حكومت داوود را نسخ كرده بود ، زيرا با توجّه به اين كه پيامبران خدا دسترسى به وحى دارند براى آنها جايز نيست كه از روى مظنّه يا اجتهاد خود حكم كنند .
« وَ كُلًّا آتَيْنا حُكْماً وَ عِلْماً »
و همين آيه دليل بر آن است كه هر دو نفرشان بر حقّ بودند .
فعل « يسبّحن » در محل حال ( از جبال ) و به معناى « مستحبّات » مىباشد ، و جايز است كه جمله استينافيه باشد مثل اين كه كسى گفته است : كيف سخرهن ( چگونه كوهها را مسخّر ساخت ) در پاسخ گفته شده : يسبّحن ( خداى را تسبيح مىكنند . ) « و الطّير » اين كلمه ، يا عطف بر جبال و يا مفعول معه است : كوهها با تسبيح كردن داوود را پاسخ مىدادند و پرندگان هم در هر صبح و شب همزمان با او تسبيح مىكردند .
وَ كُنَّا فاعِلِينَ
؛ در معناى اين جمله دو احتمال داده شده است :
1 - ما بر انجام دادن اين گونه افعال و معجزات قادريم اگر چه به نظر شما عجيب مىآيد .
2 - ما پيوسته چنين كارهايى در بارهء پيامبران انجام مىدهيم .
« لبوس » : اين كلمه به معناى لباس است امّا در اين جا به معناى زره است و