در ثواب او واقع گردد . ( 112 )
و اين چنين فرو فرستاديم اين كتاب را در حالى كه قرآن عربى است و در آن آيات وعيد را مكرّر ساختيم به اميد اين كه آنها پرهيزگار شوند يا پند جديدى براى آنها به وجود آورد . ( 113 )
پس خداوند مالك و بر حقّ ، بلند مرتبه است و به خواندن قرآن شتاب مكن پيش از آن كه وحى به آن به پايان رسد و بگو پروردگارا دانش مرا افزون فرما . ( 114 ) .
تفسير :
يَنْسِفُها رَبِّي
؛ در قيامت خداوند كوهها را مثل شنهاى روان قرار مىدهد و سپس باد و ابر آنها مسلّط و آنها را پراكنده و متفرّق مىكند ، چنان كه گندم از كاه جدا مىشود . « فيذرها » پس آن كوهها و جايگاهها و مراكز خود را رها مىكنند ، مىتوان گفت : زمين اين حالت را پيدا مىكند يعنى ضمير « ها » را به ارض برگردانيم ، اگر چه نامى از آن هم برده نشده است .
لا تَرى فِيها عِوَجاً وَ لا أَمْتاً
؛ در آن هيچ گونه اعوجاج و كجى و بلندى ( و پستى ) نمىبينى . حسن گفته است : مراد از « عوج » نشيب و فرو رفتگيها و مراد از « امت » فراز و بلندى روى زمين است . « يومئذ » : روزى كه كوهها از هم مىپاشد .
« يَوْمَئِذٍ »
: « يوم » به « اذ » كه وقت از هم پاشيدن كوهها است اضافه شده و ممكن است اين يومئذ بدل بعد از
« يَوْمَ الْقِيامَةِ »
( در آيه 99 ) باشد .
يَتَّبِعُونَ
؛ مردم صداى دعوت كننده براى حضور در محشر را دنبال مىكنند و او اسرافيل است كه در صور مىدمد و مردم را مىخواند در حالى كه بر روى صخرهء بيت المقدس ايستاده و مردم از تماس جهات به سوى او روى مىآورند و هيچ كدام راهشان را گم نمىكنند بلكه راست و بدون انحراف به سوى او مىآيند .
وَ خَشَعَتِ الْأَصْواتُ
؛ از شدّت ترس و ناراحتى همهء صداها آرام مىشود و فرو مىنشيند .