مالك نفس خود بوديم با آن مخالفت نمىكرديم ، امّا مجذوب فريبكاريهاى سامرى شديم . « حملنا » ما بارهاى ( سنگينى ) از زيورهاى قبطيان كه از آنها به عاريت گرفته بوديم با خود حمل كرديم ، پس آنها را در ميان آتشى افكنديم كه سامرى در ميان گودال بر افروخته بود و ما را امر كرد كه زيورها را در ميان آن بيفكنيم . و اين فعل « حمّلنا » نيز قرائت شده ( مشهور نيز همين است ) يعنى بارهاى سنگين آنها بر ما حمل شده بود .
فَكَذلِكَ أَلْقَى السَّامِرِيُّ
؛ سامرى نيز چنين كرد يعنى به آنها چنين وانمود كرد كه آنچه از زيورها با خود دارد مىافكند ، امّا در واقع خاكى را كه از ردّ پاى اسب جبرئيل برداشته بود ( در چاله ) ريخت .
فَأَخْرَجَ لَهُمْ
؛ پس براى آنها از ميان آن چاله پيكر گوسالهاى را بيرون آورد .
« فَنَسِيَ »
موسى فراموش كرد كه خداى خود را اين جا طلب كند و رفت تا او را در كوه طور طلب كند . با توجّه به اين معنا ضمير به موسى بر مىگردد و جمله ، از گفتهء سامرى است ، امّا اگر ضمير به سامرى برگردد معناى جمله چنين مىباشد : سامرى ايمان ظاهرى خود را ترك كرد و خداى موسى را از ياد برد .
« أَلَّا يَرْجِعُ »
كسى كه فعل را رفع داده « أن » را مخفّفه از ثقيله دانسته و كسى كه فعل را نصب داده أن را ناصبه گرفته است .
« مِنْ قَبْلُ »
پيش از آن كه موسى به سوى آنان برگردد .
ما مَنَعَكَ إِذْ رَأَيْتَهُمْ ضَلُّوا أَلَّا تَتَّبِعَنِ
؛ « لا » زايده است و معناى آيه اين است : چه چيز تو را منع كرد از اين كه از من پيروى كنى و با بيزارى جستن سرسختانه از كفر ، با كمك مؤمنان با كافران بجنگى ؟ معناى ديگر آيه اين است : تو را چه شد كه به من نپيوستى ؟
حضرت موسى براى خدا و دينش سخت به خشم مىآمد و طبيعتش اين بود كه در بارهء دفاع از دين خداوند تندى و خشونت مىكرد ، بنا بر اين وقتى ديد كه قومش بعد از آن همه معجزات و آيات گوساله پرست شدهاند نتوانست خود را نگهدارد و از خشم و ناراحتى كه براى خدا او را فرا گرفته بود ، الواح را بر زمين انداخت و