( خاكستر يا برادهء ) آن را در دريا پراكنده سازيم . ( 97 )
خداى شما فقط آن خدايى است كه معبود به حقّى جز او نيست ، علمش همه چيز را فرا گرفته است . ( 98 )
اين چنين بر تو مىخوانيم خبرهاى آن چه را كه گذشته است و ما از نزد خودمان ذكر ( قرآن ) را به تو دادهايم . ( 99 )
كسانى كه از آن رو بگردانند محققا روز قيامت بار سنگينى را بر مىدارند . ( 100 )
در حالى كه در آن مخلّدند و بار آنها در روز قيامت بد بارى است . ( 101 )
روزى كه در صور دميده شود و در آن روز ، گنهكاران را كبود چشم محشور سازيم . ( 102 )
پنهان و آهسته ميان خودشان مىگويند : ( در دنيا ) درنگ نكرديد مگر ده روز . ( 103 )
ما به آنچه مىگويند داناتريم ، زمانى كه داناترين آنها مىگويد : درنگ نكرديد مگر يك روز . ( 104 )
تفسير :
فَاذْهَبْ
؛ كيفر سامرى در دنيا اين بود كه بطور كلّى از معاشرت با مردم محروم گرديد و بر مردم سخن گفتن ، خريد و فروش و همنشينى و همغذايى با وى حرام شد و اگر گاهى اتفاق مىافتاد كه كه با مردى يا زنى تماس بگيرد تماس گيرنده و تماس گرفته شده هر دو را تب فرا مىگرفت ؛ از اين رو در ميان بيابانها با وحوش زندگى مىكرد و اگر كسى را ملاقات مىكرد ، مىگفت :
« لا مِساسَ »
: به من نزديك نشو و با من تماس نگير . بعضى گفتهاند اين وضع او را در نسل وى هم تا امروز باقى است : اگر كسى با آنها تماس بگيرد هر دو در همان وقت ، تبدار مىشوند .
لَنْ تُخْلَفَهُ
؛ اى سامرى هرگز خداى تعالى وعدهاى را كه در مقابل شرك و فساد در دنيا به تو داده خلف نمىكند و حتما در آخرت آن را عملى مىكند ، پس تو زيانكار دنيا و آخرت هستى .
بعضى لن تخلفه ؛ با كسر لام خواندهاند ، يعنى وعده را خلاف نخواهى يافت ، از اخلفت الموعد : وعده را بر خلاف يافتم . و لن نخلفه با نون نيز خوانده شده است كه