تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
منظور از كلمهء ( مقامى ) خود آن حضرت است ، مثل فعلت كذا لمكان فلان : اين كار را براى شخص فلانى انجام دادم . مثل :
وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ
؛ « 1 » يعنى ، خاف ربه : كسى كه از پروردگار خويش مىترسد . و نيز مىتوان معناى لغوى آن را اراده كرد ، يعنى اگر طولانى بودن مدت اقامتم ، و يا بر پا ايستادن و « تذكيرى » موعظه‌هاى من كه شما را به ياد آيات خدا مىاندازم [ بر شما سنگين تمام مىشود ] اين جمله اشاره به اين است كه سخنرانان معمولا هنگام موعظه بر پا مىايستادند تا خوب صدايشان شنيده شود ( و مردم نشسته بودند ) .
فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ
؛ اجمع على الامر ، و اجمع الأمر ، و ازمعه ؛ تصميم به آن كار گرفت . « واو » به معناى « مع » است ، شما با معبودهاى خود تصميمتان را بگيريد و دربارهء نابود كردن من كه خواستهء شماست ، اجتماع كنيد و كوشش خود را در اين امر مبذول داريد .
ثُمَّ لا يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً
؛ قصدى كه در دل داريد و مىخواهيد مرا به هلاكت برسانيد بر جمع خودتان مخفى و پوشيده نباشد ، بلكه بايد ظاهر و علنى باشد و مرا از اين امر آگاه سازيد . غمة ؛ پوشش : غمه : آن را مستور كرد و به همين معناست حديث : لا غمة فى فرائض اللَّه : لا تستروا و لكن تجاهروا بها : فرايض الهى را علنى انجام دهيد ، نه مخفيانه . مىتوان گفت معناى آيه چنين است : پس مرا به هلاكت رسانيد تا اين كه به سبب وجود من عيشتان بر هم نخورد و به همّ و غم تبديل نشود . غمّة و غمّ به يك معناست مثل : « كربه و كرب » .
ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ
؛ كارى را كه دربارهء من مىخواهيد انجام دهيد : حقى را كه تصور
هامش
( 1 ) - الرحمن / 46 .