تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ
؛ اين كه فرموده است به ذقنها و چانه‌هاى خود به سجده مىافتند به اين دليل است كه نزديكترين عضو سجده كننده ، به زمين ، چانه‌اش مىباشد . حرف « لام » براى اختصاص است كه صورتها و ذقنهايشان را اختصاص به تواضع و سجده قرار داده بودند ، و تكرار جمله به اين دليل است كه دو حالت مختلف است يكى به خاك افتادنشان در حال سجده و ديگرى در حال گريه .
وَ يَزِيدُهُمْ خُشُوعاً
؛ و حقايق قرآن ، بر نرمى دل و فروتنى آنها مىافزايد .
قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ
؛ دعا در اين جا به معناى نامگذارى است ، نه صدا زدن ، و به دو مفعول متعدى مىشود مثل دعوته زيدا ( نام او را زيد گذاشتم ) و گاهى به دليل بىنيازى از يك مفعول آن را حذف مىكنند و مىگويند : دعوت زيدا كه به همان معناست . مقصود از اللَّه و رحمان اسم است نه مسمّى ، حرف « او » براى تخيير است ، يعنى خدا را به اين اسم بناميد يا به آن اسم ، تنوين « ايّا » عوض از مضاف اليه و « ما » زايده و تأكيد كنندهء شرط است . فعل « تدعوا » مجزوم به « اىّ » است كه مفيد شرط مىباشد و معناى عبارت اين است : خدا را به هر كدام از اين دو اسم بناميد و يا ياد كنيد ، براى او نامهاى بسيار نيكوست . مرجع ضمير « له » مسمّاى اين دو اسم است ، يعنى ذات مقدّس او ، زيرا نامگذارى براى ذات است و مقصود اين است كه به هر نامش بخوانيد خوب است و اين معنا را با جملهء «
فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى
» بيان كرده ، زيرا وقتى همهء نامهايش نيكو باشد اين دو هم كه از جملهء آنهاست نيكو خواهد بود و معناى اين كه اسماء خداوند نيكوترين اسماء مىباشند اين است كه اين نامها هر كدام به طور مستقل دلالت بر عظمت و پاكى و بزرگى خداوند دارند .
وَ لا تَجْهَرْ بِصَلاتِكَ
؛ بقرائة صلاتك بوده ، مضاف حذف شده چون نيازى به آن نبوده زيرا معلوم است كه جهر و اخفات صفت براى صوت و خواندن است نه غير آن . نماز عبارت از همان افعال و ذكرهاى مخصوص است .