سوگند اين كاروان است كه مىآيد و پيشاپيش آن چنان كه محمّد صلى اللَّه عليه و آله گفته است شترى خاكسترى رنگ گام برمىدارد ، امّا باز هم ايمان نياوردند و گفتند آنچه محمّد مىگويد سحر است .
أَلَّا تَتَّخِذُوا مِنْ دُونِي وَكِيلًا
؛ اين فعل به دو گونه قرائت شده است :
1 - غايب ، به تقدير « لئلّا » « يتخذوا » .
2 - مخاطب : به تقدير « لا تتخذوا » ، مثل كتبت اليه ان افعل كذا به او نوشتم كه اين كار را انجام بده .
وكيلا : شخص مورد اعتمادى كه كارهايتان را به او محوّل مىكنيد .
«
ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍ
» ، نصب « ذرّيه » از باب اختصاص و بعضى گفتهاند نصب آن از باب نداء است و اين در صورتى است كه
أَلَّا تَتَّخِذُوا
مخاطب و نهى باشد ، بنا بر اين در تقدير جمله دو احتمال وجود دارد :
الف : قلنا لهم لا تتخذوا من دونى وكيلا يا
ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍ
.
ب : لا تتخذوا ذرّية من حملنا مع نوح وكيلا « 1 » . بنا به هر دو تعبير واژهء « وكيل » كه شخص مورد اعتماد است مفرد و به معناى جمع است ، مثل كلمهء « رفيق » در آيهء :
وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً
؛ « نيكو رفيقانند آنها » ( نساء / 69 ) يعنى غير من را وكيل و پروردگار براى خود نگيريد . از جملهء كسانى كه ذرّيهء نجات يافتگان با نوح بودند عزيز و عيسى هستند كه ، خداوند حمل آنها را در كشتى با نوح و نجات دادن ايشان را از غرق شدن ، بعنوان نعمت به ياد آنان آورده ، و به منظور اين كه از سپاسگزارى غفلت نكنند ، حضرت نوح را به اين صفت ستوده و فرموده است «
إِنَّهُ كانَ عَبْداً شَكُوراً
» نوح بندهاى بسيار سپاسگزار بود .
هامش
( 1 ) - به هر يك از دو تقدير ، نصب « ذرية » هم مىتواند از باب اختصاص باشد و هم از باب ندا و در معناى جمله چندان اختلافى يافت نمىشود و حاصل معناى آن چنين مىشود : منظورم شما است اى فرزندان كسانى كه با نوح سوار كشتىشان كرديم ، غير از من براى خود وكيلى نگيريد .