مىكشيد خارى به لباسش فرو رفت و او از تكبّر و خود بزرگ بينى حاضر نشد سرش را پايين آورد و آن را بيرون آورد خار به پايش خليد آن را مجروح ساخت و از اين درد مرد ؛ و به كف پاى عاص بن وائل اشاره كرد پايش را روى بوتهء خارى گذاشت خار در پايش فرو رفت ، گفت چيزى مرا گزيد پيوسته آن را مىخاراند تا به همان درد از دنيا رفت ؛ و به چشمان اسود بن عبد يغوث اشاره كرد كور شد و از شدّت درد سرش را بر ديوار مىكوبيد تا هلاك شد . و به بينى حرث ( حارث ) اشاره كرد ، چرك زيادى از آن آمد تا مرد و به اسود بن مطلب اشاره كرد ، بيمارى تشنگى وى را فرا گرفت تا مرد . «
فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ
» به زودى خواهيد دانست . اين جمله در مقام و عيد و تهديد بيان شده است .
[ سوره الحجر ( 15 ) : آيات 97 تا 99 ]
وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِما يَقُولُونَ ( 97 ) فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ كُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ ( 98 ) وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ ( 99 )
ترجمه :
و ما مىدانيم كه تو از گفتار آنها دلتنگ مىشوى . ( 97 )
پس با ستايش پروردگارت خدا را تسبيح كن و از سجده كنندگان باش . ( 98 )
و خداى را پرستش كن تا هنگامى كه مرگت فرا رسد . ( 99 )
تفسير :
ما مىدانيم كه تو از آنچه استهزاء كنندگان مىگويند : تو را تكذيب مىكنند و دربارهء تو و قرآن طعنه مىزنند ، دلتنگ و ناراحت مىشوى . « فسبح » : دربارهء آنچه براى تو ، رخ مىدهد ، به خدا پناه ببر ، كه غم را از تو مىزدايد و مهمّات تو را كفايت مىكند ، و از كسانى باش كه براى خدا سجده مىكنند . از اين رو هر گاه بر پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله غم و اندوهى وارد مىشد به نماز پناه مىبرد .