تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١

تفسير :

أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ
؛ خداى متعال در اين آيه براى حقّ و باطل و اهل آن مثلى آورده و حق و اهلش را به آبى تشبيه كرده است كه از آسمان فرود مىآورد ، پس نهرها جارى مىشود و به آن وسيله مردم به حيات خود ادامه مىدهند و از آن بهره‌هاى گوناگونى مىبرند . و نيز حق را به فلزّى تشبيه كرده است كه مردم از آن به عنوان زينت و ابزار مختلف استفاده مىكنند و بعد مىگويد : آنچه براى مردم مفيد است آشكارا در زمين باقى مىماند ، منافع آب ثابت است و آثارش در چشمه‌ها و چاهها پيداست و ميوه‌جات و حبوباتى كه از آن به دست مىآيد نيز باقى است ؛ همچنين زيور آلات كه مدتهاى طولانى باقى مىمانند . و باطل را در سرعت اضمحلال و بىدوامى و سودمند نبودن تشبيه به كف روى سيلاب كرده كه كنار زده مىشود و نيز به لايه‌هاى نازك فلز كه هنگام ذوب شدن بر روى آن ظاهر مىگردد . «
بِقَدَرِها
» ( رودها ) به اندازهء ظرفيتشان كه خدا مىداند مفيد و بىضرر است ، ( آب مىگيرند ) . عبارت : ابتغاء حلية ، همان فايده‌اى است كه در كلمهء « بقدرها » وجود دارد ، زيرا خداوند در جملهء «
وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ
» ميان آب و فلز در سودمندى جمع كرده و سپس دليل سودمندى فلز را كه آتش بر آن افروخته و ذوب مىشود اين دانسته است كه از آن زيور آلات و لوازم ديگر زندگى را به دست مىآورند .
وَ مِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ ابْتِغاءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتاعٍ
؛ اين جمله عبارتى است جامع انواع فلزّات كه خداوند متعال به دليل بىاعتنايى به فلزّات ( متاع دنيا ) و ابراز عظمت و كبريايى خود از نام بردن آن خوددارى كرده و فرموده : از چيزهايى كه آتش بر آن مىافروزند ، هم چنان كه به جاى نام بردن از آجر چنين آمده است :
فَأَوْقِدْ لِي يا هامانُ عَلَى الطِّينِ
؛ « اى هامان براى من آتشى بر گل بيفروز » ( قصص / 38 ) .
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 271 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى