خريد ، وى ده ساله بود و سيزده سال در خانهء او اقامت داشت ، و در سنّ سى سالگى ريّان بن وليد ( عزيز مصر ) او را به وزارت خود برگزيد ، و در سى و سه سالگى خداوند به او حكمت و علم آموخت و هنگامى كه صد و بيست ساله بود از دنيا رحلت فرمود . گفته شده است : عزيز مصر او را به چهل دينار و يك جفت كفش و دو جامهء سفيد ، خريد ، و به همسرش گفت : « اكرمى مثويه » مقام و منزلتش را گرامى دار چنان كه خود يوسف بعدها گفت : « انه ربى احسن مثواى » . معناى قول عزيز ، به همسرش اين است كه با يوسف رفتار نيكو داشته باش تا از مصاحبت با ما خوشحال باشد . « عسى ان ينفعنا » : شايد به سبب شايستگى و امانت دارىاش سودى به ما برساند ، و يا اين كه او را فرزند خود بگيريم و جاى فرزند خود قرارش دهيم .
عزيز اين حرفها را به اين دليل گفت كه در يوسف احساس رشادت و شايستگى مىكرد .
وَ كَذلِكَ
: هم چنان كه يوسف را نجات داديم ، و توجّه عزيز مصر را به او جلب كرديم ، در سرزمين مصر به او قدرت بخشيديم و او را پادشاه قرار داديم تا در آن حكم براند .
وَ لِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ
؛ اين رهايى و دادن قدرت ، بدين منظور بود كه به او تأويل احاديث بياموزيم .
وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ
؛ خدا آنچه را بخواهد حكم كند كسى توان جلوگيرى ندارد ، يا اين كه خداوند كه بر امور يوسف تسلّط دارد او را حفظ مىكند و به ديگران واگذارش نمىكند .
در مدت زمان « اشد » اقوالى گفتهاند : سن دوازده ، بيست ، سى و سه ، و چهل سالگى و بعضى گفتهاند آخرين حدّش شصت و دو سال است .
حُكْماً
؛ مراد حكمت يعنى نبوّت است ،
« وَ عِلْماً »
آگاهى به شريعت و ديانت ، و بعضى گفتهاند منظور حكومت بر مردم و آگاهى نسبت به راههاى صلاح و