تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
مخفى داشتند بلكه مىگفتند صاحبان اين آب اين غلام را به ما سپرده‌اند كه در مصر برايشان بفروشيم . ابن عباس مىگويد : ضمير ، به برادران يوسف برمىگردد يعنى آنها به ديگران گفتند : اين غلام مال ماست و گريخته ، پس از ما آن را بخريد ، يوسف از ترس اين كه او را بكشند ساكت بود و هيچ نمىگفت . «
بِضاعَةً
» منصوب است بنا بر حاليت : او را همچون كالاى تجارتى مخفى داشتند . بضاعت به مالى گفته مىشود كه به منظور تجارت جدا مىشود . «
وَ شَرَوْهُ
» : او را فروختند ،
بِثَمَنٍ بَخْسٍ
؛ اى مبخوس ، يعنى به قيمتى خيلى كمتر از معمول كه اين كمبود ، ظاهر و آشكار بود «
دَراهِمَ
» درهمهاى نقره بود نه دينارهاى طلا ، «
مَعْدُودَةٍ
» : خيلى كم بود كه شمرده مىشد و قابل وزن نبود . از ابن عباس نقل شده است كه بيست درهم بود .
وَ كانُوا فِيهِ مِنَ الزَّاهِدِينَ
؛ فروشندگان يوسف در اين امر از زاهدان بودند ، يعنى كسى كه به آنچه در دست دارد تمايلى نشان نمىدهد و آن را به كمترين بها مىفروشد . و دليل عدم تمايل آنها اين بود كه او را پيدا كرده بودند و هر كس چيزى را پيدا كند به هر قيمت كه آن را بفروشد باكى ندارد ، و مىتوان گفت معنايش اين است كه كاروانيان او را از برادرانش خريدند و برادران دربارهء يوسف به قيمت او ، از زاهدان بودند يعنى به يوسف دلبستگى نداشتند .

[ سوره يوسف ( 12 ) : آيات 21 تا 23 ]

وَ قالَ الَّذِي اشْتَراهُ مِنْ مِصْرَ لامْرَأَتِهِ أَكْرِمِي مَثْواهُ عَسى أَنْ يَنْفَعَنا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً وَ كَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ وَ لِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ ( 21 ) وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ( 22 ) وَ راوَدَتْهُ الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِها عَنْ نَفْسِهِ وَ غَلَّقَتِ الْأَبْوابَ وَ قالَتْ هَيْتَ لَكَ قالَ مَعاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوايَ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ ( 23 )