إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ
؛ در اين عبارت خداوند دليل مىآورد كه چرا فرزند نوح از اهلش نيست ، چون او داراى عمل شايستهاى نيست و اين مطلب حكايت از آن مىكند كه قرابت دينى و اعتقادى بر قرابت نسب و خويشاوندى مىچربد . خدا از باب مبالغه در مذمّت ، خود فرزند نوح را كار ناشايست ناميده است ، چنان كه خنساء ، شاعر عرب گفته است :
فانّما هى اقبال و ادبار
: دنيا يك نوع اقبال و ادبار است . و «
إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ
» ، يعنى به صورت فعل ماضى ، نه مصدر مجرّد ، نيز خوانده شده است .
فَلا تَسْئَلْنِ
؛ با كسر نون بدون « ى » و با « ى » نيز خوانده شده است . « فلا تسئلن » با تشديد نون مفتوحه ، « فلا تسئلنى » با نون مكسور ، و اثبات « ى » و عدم آن نيز قرائت شده ، و معناى آيه اين است : از من خواهشى مكن كه نمىدانى درست است يا نادرست ، مگر اين كه حقيقت آن را بدانى . اين كه خداوند نداى حضرت نوح را سؤال ناميده و مىفرمايد :
« فَلا تَسْئَلْنِ »
نشان دهندهء آن است كه نداى او ، قبل از غرق شدن فرزندش بوده است . خداوند پس از آن كه سؤال دربارهء امرى را كه حقيقتش معلوم نيست ، جهل ناميد ، به موعظهء نوح پرداخت ، تا وى دوباره به اين اعتراض برنگردد و يا نظير اين را كه از كارهاى جاهلان است انجام ندهد .
أَنْ أَسْئَلَكَ
؛ نوح عرض كرد خدايا به تو پناه مىبرم كه در آينده چيزى از تو طلب كنم كه به درستى آن آگاهى نداشته باشم ، خدايا پند و اندرزى كه دادى با كمال ادب پذيرايم .
وَ إِلَّا تَغْفِرْ لِي وَ تَرْحَمْنِي أَكُنْ مِنَ الْخاسِرِينَ
؛ نوح عليه السّلام از باب فروتنى و خضوع در پيشگاه خداوند و اظهار كوچكى و بندگى به اين سخنان و جملات پرداخت .
بِسَلامٍ مِنَّا
؛ در حالى كه از ناحيهء ما سالم و محفوظ هستى ، يا ، با تحيّت و سلامى كه از ما بر تو است .
وَ بَرَكاتٍ عَلَيْكَ
؛ و به تو بركت مىدهيم ، منظور از بركات ، خيرات و خوبيهاى در