حد پرش فكر بشر اين است كه در همه چيز به ديدهء ترديد بنگرد و يا آن يك مرحلهء وسط است ؟ آيا شكاكان و امثال خيام و ابوالعلا به آخرين منزل رسيدهاند كه در همه چيز شك كردهاند يا در منازل وسط ماندهاند ؟ حق اين است كه تحليل منطق اينها مىرساند كه اينها در منازل وسط ماندهاند .
جهنم معبر بهشت و شك معبر يقين :
در آثار دينى وارد شده كه عبور بهشت از جهنم است : * ( و ان منكم الَّا واردها كان على ربك حتماً مقضياً . ) * اينها به بهشت يقين نرسيدهاند .
شكى كه بيمارى است :
بعضى از شكها نقص و عيب است كه يا ناشى از اختلال قوهء جزم است مثل شك كثيرالشك و وسواسى ، يا ناشى از خبث طينت است مثل شك افراد سيّئ الظن كه از دردهاى بشرى غافلند و اكابر بشر را مثل خود فرض مىكنند .
تعهد الهى :
9 . تعهدى است الهى كه اگر كسى تشنه باشد و جويا ، به يقين و هدايت مىرسد : * ( و الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا . من طلب شيئاً و جدّ وجد . . ) * .
دعوت به تحقيق دعوت به شك و رفض تقليد است :
10 . دعوت به رفض تقليد ، دعوت به تحقيق است و در واقع دعوت به شك است اما نه به اينكه شك هدف باشد ، بلكه شك بكند كه تحقيق نمايد .
علت اصلى :
خوب طرح نشدن :
11 . منشأ شك گاهى اين است كه با اينكه مسئله خوب طرح شده دليل كافى بر نفى و اثبات وجود ندارد ، مثل مسئلهء تناهى و لاتناهى عالم و مسئلهء وجود انسان در مريخ ، و گاهى به علت خوب طرح نشدن مسئله است .
آيا انكار دليل نمىخواهد ؟ :
12 . آيا انكار دليل نمىخواهد ؟ چرا . در امر قضا و حكومت ظاهرى قاضى ، انكار دليل نمىخواهد اما در مسائل فلسفى فرقى بين نفى و اثبات يا انكار و اعتراف نيست .
13 . داستان ابن ابى العوجا كه آمد به حضور امام صادق و قبلًا از سؤال خود معذرت خواست و گفت : هركسى كه اخلاط در گلويش [ جمع ] شده بايد سرفه كند .
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 67
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٦٧