تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 521

مساهمون:

ص٥٢١
از من بگوى حاجى مردم گزاى را كو پوستين خلق به آزار مىدرد حاجى تو نيستى ، شتر است از براى آنك بيچاره خار مىخورد و بار مىبرد
حالا بايد گفت : حاجى تو نيستى ، موتور است از براى آنك بيچاره بنزين مىخورد و بار مىبرد . شاعرى هزل گو فرض كرده كه اگر شتر سجع مُهرى برايش حكاكى شده بود ، قاعدتاً مىبايست چه باشد ؟ در قديم معمول بود كه مردم مىرفتند پيش حكاكها برايشان مهر ثبت حك مىكردند . گاهى حكاكها ذوق شعرى داشتند و اسم شخص را ضمن شعرى ذكر مىكردند . علما معمولًا آيه يا ذكرى در سجع مهر خود مىآوردند ، مثل : * ( ذلك فضل الله يؤتيه من يشاء ) * يا : * ( إنّ فتح الله قريب ) * . گاهى اين سجع مهرها چيزهاى خوشمزه اى از كار درمىآمد . گويند شخصى اسم خودش نورالدين و اسم پدرش نورا لله و اسم مادرش نورالنساء بود و سجع مهرى خواست . حكاك ثبت كرد : خودم نور و بابام نور و ننه‌ام نور - اگر نوره كشم نورٌ على نور . ديگرى به حكاك گفت : اسم پدرزنم در مهرم باشد ( افتخارش به پدر زنش بود ) و نام چهار سورهء قرآن هم باشد . اسم خودش رضاقلى و اسم پدرزنش ميرمبارك بود . حكاك ثبت كرد : مزّمّل و مدّثّر ، قل اوحى ، تبارك - رضاقلى افشار داماد ميرمبارك . به هر حال شاعر هزلگو فرض كرده كه اگر شتر از حكاك سجع مهر بخواهد ، جوابش اين است :
گاه بارم خار باشد گاه در يار حاجى عبده الراجى شتر
اما اكنون يار حاجى شتر نيست ، موتور است . سجع مهر او اين خواهد بود :
گاه بارم بمب باشد گاه در يار حاجى عبده الراجى موتور .
استفاده از عبرتهاى تاريخ در مواقف حج : 20 . از جملهء حضرت امير خطاب به قثم كه فرمود : * ( و ذكَّرهم بأيّام الله ) * يعنى آنها را موعظه كن و عبرتهاى تاريخ را براى آنها بازگو كن ،
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 521 | مرتضى مطهرى