كه همان طورى كه جنون گاهى در يك شىء است و گاهى در چند چيز يا در همه چيز ، نادانى و عدم تعقل نيز گاهى در همه چيز است و گاهى در چند چيز يا يك چيز . معمولًا مردم در امور دينى عقل خود را به كار نمىاندازند ، در حالى كه در امر دنيا فوق العاده زيركند . اين به دو علت است : اول عظمت خردكنندهء دين كه شخص را وادار به تسليم مىكند و عقل طبعاً جرأت مداخله ندارد ، دوم به علل تربيتى كه مردم را از فكر كردن ترساندهاند و فكر كردن كار خطرناكى شمرده شده است .
همانطور كه مىگويند مجتهد يا مطلق است يا متجزّى ، بايد گفت كه عاقل نيز يا مطلق است و يا متجزّى و اكثر مردم متجزّىاند و درصد خاصى از جنون در غالب مردم لااقل در برخى حالات وجود دارد . سئل على عليه السلام عن الجماع فقال . . .
رابطهء عقل و تقوا
رجوع شود به ورقهء منشأ بدبينى ، بدنفسى و خبث طينت است .
ايضاً سخنرانى دوم دربارهء تقوا در گفتار ماه ، جلد اول ايضاً دفتر 89 ، صفحهء 246
عقل - انسان كامل
رجوع شود به ورقه هاى انسان ، عقل ، انسان كامل .