تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
براى جان همان قدر مفيد است كه گردش در كوهستانها براى تن . قرآن ما را به سير در ارض و تاريخ و شناختن علل ترقيها و انحطاطها امر مىكند . آيا مردم جاهل كه اصلًا تمدن و پيشرفت و انحطاط را نمىفهمند مىتوانند اين امر را فرمان ببرند ؟ البته نه ، زيرا به قول آندره موروا : تنها كتاب است كه وسيلهء شناختن اعصار گذشته و بهترين وسيلهء وقوف بر احوال اجتماعاتى است كه از دسترس ما بيرون است . بعد مثال مىزند به چخوف و تولستوى كه روسيه را با كتاب به مردم شناساندند و سن سيمون كه با خاطرات خود فرانسهء مرده را بار ديگر براى ما زنده مىكند . اروپاييان اول سواد عمومى پيدا كردند و بعد به وسيلهء نويسندگان و خطباى بزرگ توانستند انقلاب روحى پيدا كنند . آندره موروا مىگويد : ما در زمانى زندگى مىكنيم كه در بسيارى از كشورها كه شماره شان رو به فزونى است همهء مردم از حقوق مساوى برخوردارند و در سازمان حكومت شركت مىجويند و افكار عمومى آنان است كه از راه تأثير در اعمال زمامداران در آخرين مرحله ، سرنوشت صلح و جنگ و عدل و ستم و خلاصه زندگى يك قوم يا همهء جهانيان را تعيين مىكند . اين قدرت ملتها كه همان دموكراسى است ، مستلزم آن است كه توده ها كه اينك سرچشمهء قدرتند از همهء مشكلات بزرگ جهان آگاه شوند .
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 320 | مرتضى مطهرى