تشويهات و زوايد خلقت و آنچه گفته مىشود لغو است ، مثل آنچه دربارهء پستان مرد و لولهء آپانديس گفته مىشود . اينها نه به مسئلهء شرور مربوط مىگردد و نه به مسئلهء عدل و ظلم .
برخى ديگر به مسئلهء شرور مربوط مىشود يعنى چيزهايى كه بدند بالذات ، مثل مرگها و فناها و نيستيها و يا بدند بالقياس ، مثل طوفانها و زلزله ها و ميكروبها .
و برخى مربوط مىشود به مسئلهء عدل و ظلم ، مثل آنچه در زمينهء تبعيض و تفاوتها گفته مىشود . در اين مسئله حتى در مورد تفاوت مراتب وجود نيز سؤال هست ، از قبيل تفاوت عقل و جسم و تفاوت عقل اول و عقل دوم ، و حال آنكه اين گونه تفاوتها - همانطور كه صدرا در جلد 3 اسفار صفحهء 112 گفته است - اصطلاحاً شر ناميده مىشود .
ضمناً اين مسئله نيز بايد دانسته شود كه مسئلهء اول يعنى حكمت بالغه از شئون مسئلهء غايات است در باب علت و معلول و از شئون مسئلهء عنايت الهيه است در الهيات اخص . البته در الهيات اخص ، غايت داشتن خلقت قطعى است ولو اينكه مىگويند از باب « لايلتفت العالى الى السافل » آن غايات مقصد آن عالى و هدف آن عالى نيست .
و اما مسئلهء شرور از دو جهت طرح مىشود : يكى از جنبهء ادلهء توحيد همچنان كه در منظومه آمده است و يكى از جنبهء عنايت الهيه كه در اسفار ( جلد 3 ) آمده است و بدايع الحكم ( صفحهء 261 ) به آن تصريح مىكند .
عدل الهى و شعرا
رجوع شود به ورقه هاى خير و شر ، اشعار بهمنى و خيام .
رجوع شود به كتاب دمى با خيام .
رجوع شود به [ ديوان ] ناصرخسرو ، صفحهء 508 :