تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
به عبارت ديگر ، تنازع بقا لازمهء زندگى حيوانى است كه قوى ضعيف را مىخورد و خود باقى مىماند اما انسان كه مىگوييد بالطبع اجتماعى و تعاونى است و لااقل براى بقاى خود ناچار است به تعاون ، پس بايد ريشهء تنازع بقا را كه مالكيت فردى است از بين برد . جنگها و كشمكشها و خونريزيها و شكم سفره كردنها و در نتيجه احتياج به محاكم و دادگسترى ، همه از تنازع بقا سرچشمه مىگيرد و تنازع بقا از مالكيت فردى . پس ريشهء تنازع را كه مالكيت است بايد از ميان برداشت تا بشر راحت و آسوده بشود و زندگى اجتماعى را به معنى واقعى داشته باشد . جواب اين است : تنازع بقا به معنى كوشش در عقب زدن يكديگر و تخريب و تجاوز به حقوق يكديگر و اينكه مساعى افراد عليه يكديگر به كار رود ، محكوم است اما مسابقهء بقا يعنى كوشش هر فرد براى پيشرفت خود نه براى عقب راندن ديگرى ، با تعاون منافات ندارد . اجتماع نبايد ميدان تنازع بقا باشد اما بايد ميدان مسابقهء بقا باشد . در مسابقات علمى و ورزشى اخلال در عمل ديگران درست نيست اما كوشش براى تقويت خود ممدوح است . به عبارت ديگر ، لازمهء مالكيت فردى اگر براساس عدالت يعنى وجوب انجام كار براى همه يكسان و ايجاد شرايط مساعد زندگى براى همه يكسان و رفع موانع براى همه يكسان باشد و هم مجازات و دادگسترى براى همه يكسان باشد ، به عبارت ديگر تكاليف و حقوق و مجازاتها براى همه در قانون و در عمل يكسان باشد تنازع بقا نيست ، تسابق بقاست . هر كسى كوشش مىكند در راه خود پيشتر برود نه اينكه راه را بر ديگرى ببندد كما اينكه نفى مالكيت فردى نيز زمينهء تنازع بقا را از ميان نمىبرد ، زيرا منافع بشر محدود به مالكيت امور اقتصادى نيست ( 1 ) 4 . ميان پيكر و اجتماع تشابه هايى هست ولى يك تفاوت
هامش
( 1 ) رجوع شود به نمرهء 13 .
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 254 | مرتضى مطهرى