تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
داشته باشد ، به او تفضل مىكند و در حقيقت فدا مىكند مايملك خود را ) ولى آنچه جامعه را حفظ مىكند و پايهء حفظ اجتماع است و به صورت قانون و قاعده درمىآيد عدل است . احسان ، نفلى است كه تحت قاعده در نمىآيد ، به منزلهء زينت و زيور اجتماع است ، اما عدل به منزلهء ركن و پايهء اجتماع است . [ احسان ] زيور و نقاشى است ، حسن است ، زيبايى است ، جمال است ، جمال عقلى است ، اما از زينت و زيور كار پايه ساخته نيست . از نظر فرد ، تا فرد عادل نباشد احسان نمىكند و عاطفهء اجتماعى ندارد ولى در عين حال نبايد اشتباه كرد و پاره اى از گشادبازىها را به پاى احسان گذاشت ، همان طورى كه در ورقهء على و ايثار يا عواطف اجتماعى گفتيم . از اينجا معلوم مىشود كه كلام مولى چقدر عميق است . با آنكه ابتدا به نظر هركس مىرسد كه بگويد جود و احسان افضل است ، ولى توجه اجتماعى على عليه السلام اقتضا مىكند كه بفرمايد عدل اشرف و افضل است . 11 . در يادداشتهاى عدل نمرهء 8 ، دربارهء عدل و ظلم و حسن و قبح گفتيم كه عدل با نهى ، ظلم نمىشود و ظلم با امر ، عدل نمىشود و همچنين خوب با امر ، بد نمىشود و بد خوب . همينطور دربارهء فحشا و منكر ، فحشا در ذات خود فحشاست نه اينكه با نهى شرعى فحشا مىشود و عفاف و طهارت و تقوا نيز در ذات خود عفاف و پاكى است نه اينكه با امر شارع ، عفاف مىشود . معنى آيهء كريمه كه مىفرمايد : * ( قل ان الله لايأمر بالفحشاء ) * همين است و از همين جا معلوم مىشود كه هرچند ظواهر قوانين شرعى را مىشود كش داد و صورت شرعى درست كرد ، حلالى را حرام و حرامى را حلال كرد ( مثل آنچه دربارهء ربا و بلكه تشكيل حرمسراها كرده و مىكنند ) اما حقيقت اينها كه روح اينهاست كش بردار نيست . ظاهر امر و دستور را و ظاهر فرمول را مىشود عوض كرد ، اما حقيقت - كه از نظر عدليه آن حقيقت است كه اين تكليف را به وجود آورده نه اينكه اين تكليف است كه اين حقيقت را ساخته - عوض نمىشود و ثابت و پابرجاست .
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 250 | مرتضى مطهرى