استحقاق و بردن مسابقهء عمل و صلاح در زندگى باشد . زندگى ميدان مسابقه است : * ( فاستبقوا الخيرات ) * . زندگى تنازع بقا نيست ، اما مسابقه هست * ( ( لايسبقكم بالعمل به غيركم ) ) * همان طورى كه در امتحاناتِ شاگردها بايد رعايت عدالت كرد . عدالت در آنجا اقتضاى مساوات در نمره دادن نمىكند ، بلكه عدالت اقتضا مىكند استحقاقهاى آنها را هركدام آن طورى كه هستند به طور مساوات رعايت كنيم و اگر مساوى نمره بدهيم ظلم كردهايم . قرآن هم اينطور مساوات را محكوم مىكند : * ( ام نجعل الذين امنوا و عملوا الصالحات كالمفسدين فى الارضام نجعل المتقين كالفجار . هل يستوى الذين يعلمون و الذين لايعلمون . ) * و همچنين در مسابقات ورزشى هركس كه برنده شد شهرت و محبوبيت پيدا مىكند و بر سكوى افتخار مىايستد و مدال افتخار به سينهء او مىچسبانند گو اينكه منشأ اختلاف اينها طبيعت و آفرينش است ، هيچ كس خودش خودش را زورمند يا كم زور يا با هوش و استعداد و يا بىهوش و كم استعداد نكرده . اين نكته هم هست و فراموش نشود كه اينطور نيست كه شاگرد باهوش در همه جهت استعداد بيشترى دارد و گاهى همان كم هوش در قسمت ديگر استعداد بيشترى دارد .
7 . عدالت تنها يك حسنهء اخلاقى و يك نافلهء روحى نيست كه از نظر فردى خوب است اينكه آدم عادل باشد مثل اينكه خوب است اهل رضا و تسليم باشد ، خوب است در مصيبتها صابر و در نعمتها شاكر باشد ، خوب است حسود نباشد ، كينه نداشته باشد و متكبر نباشد ، همينطور خوب است كه عادل هم باشد . عدالت معنىاى وسيعتر است ، شامل حقوق اجتماعى است و يك اصل اجتماعى بزرگ اسلامى است و اسلام به آن فوق العاده اهميت داده و آن را يك وظيفهء اجتماعى بزرگ مىداند و على بن ابيطالب شهيد راه عدالت شد . على نه تنها خودش عادل بود بلكه مردى عدالتخواه بود نه اينكه آزاد بود ، آزاديخواه بود . فرق است بين عالم و علم دوست و مروّج علم ، همچنين فرق است بين عادل و عدالتخواه كه : * ( كونا للظالم خصماً و
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 247
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٤٧