تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
اربعه و مواليد ثلثه . پس مواليد ثلثه واقعاً فرزند آب و خاك و هوا و آتش و بالاخره عناصر اوليه هستند كه در وجود آنها هست و حق طبيعى استفاده از آنها را دارند ، همان طورى كه هر فرزندى طبيعتاً حق دارد كه از پستان مادر خود بخورد و اين حق همان طورى كه در حيواناتْ طبيعى است در انسان هم طبيعى است . اسلام حقى جعل نكرده اينجا ، بلكه همان حقى را كه در طبيعت هست به وسيلهء قانون حفظ كرده ، يعنى جلو آن مادرى كه بخواهد اين حق طبيعى را ندهد مىگيرد . زمين مادر نبات و حيوان و انسان است : * ( و لقد مكناكم فى الارض و جعلنا لكم فيها معايش قليلًا ما تشكرون . ) * نزول باران و تغيير فصل و پرشير شدن پستان زمين ، خود دليل حقوق مردم روى زمين است . چه دليلى بالاتر از خود تجهيزات تكوين و طبيعت ؟ ! 9 . ماهيت ظلم ظلم است و ماهيت سرقت سرقت است و ماهيت كَلّ بر اجتماع و گدايى كَل بودن و گدايى است و ماهيت ربا ربا ( كلام اميرالمؤمنين دربارهء ربا ) . چيزى كه هست اگر گدا و دزد ، زورمند شد با شلاق و سرنيزه مىگيرد و اگر زيرك بود و خيلى زبردست بود كارى مىكند به وسيلهء قانون كه عقيدهء صاحب مال هم اين باشد كه حق با طرف است و مال مال او نيست و مال طرف است و بعد با منتهاى رغبت حق خود را به عنوان اينكه حق غير است به او وا مىگذارد . امان از آن وقتى كه ظلم لباس حق بپوشد و گرگ در جامهء ميش درآيد . 10 . عطف به آنچه در نمرهء 3 گفته شد ، آن شخصى كه سؤال كرد از حضرت راجع به افضليت عدل يا جود ، در حقيقت از افضليت عدل و احسان سؤال كرده است . فرقى كه هست احسان اعم است از جود . جود احسان مالى است اما احسان [ تنها ] شامل دست فقيرى را گرفتن و از خيابان عبور دادن و امثال اينها نيست ، شامل احسان دمى و قدمى و قلمى هم هست و اينكه حضرت مىفرمايد : عدل افضل است ، از نظر اجتماعى است يعنى در عين اينكه احسان ايثار است و ايثار از نظر فرد بالاتر است ( زيرا آدمى بدون آنكه طرف استحقاق