تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
مساوات است ، احسان است و فضل . عدالت و مساوات رعايت استحقاق است . آنجا كه پاى فضل و احسان است وظيفهء قانون نيست كه مجبور كند مردم را به فضل و احسان ، بلكه با اجبار از فضل و احسان بودن خارج مىشود ، بلكه خود افراد مىتوانند تا آن حد در كمال رضا و رغبت جود كنند و احسان . اما عدالت آن است كه تحت قانون و قاعده درمىآيد و معنى عدالت اشتراك مطلق نيست . اشتراك مطلق و تساوى مطلق به اينكه همهء مردم در حاصل رنج يكديگر به طور مساوى شريك باشند و فرد هيچ حكم نداشته باشد و همهء احكام مال جامعه باشد ، درست نيست . و تشبيه جامعه به پيكر از جهتى است و از جهتى اينطور نيست ، زيرا آن استقلالى كه افراد اجتماع دارند اعضاى پيكر ندارند و لهذا به حكم استقلال فردى در افراد جامعه ، مسابقه اى در كار و تقدم و تعويض پستها و شغلها و مقامات هست . در جامعه نمره دادنها و مدال افتخار دادنها و تشويقها و ترغيبها هست ، اما در پيكر نيست . در فرد نمىشود گوش به حكم اينكه چشم از او شريفتر است كوشش كند مقام عالى چشم را بگيرد و يا چشم بخواهد به درجهء مغز ارتقاء پيدا كند و دست سقوط كند پا بشود و پا ترقى كند و به درجهء دست برسد يا سلول خون خودش را به جايى برساند كه در مغز كار سلول مغز را انجام دهد . در جامعه رتبه و درجه ( يعنى نظير رتبهء ادارى و درجهء سربازى ) هست كه در پيكر نيست . در پيكر ، هر جزء مقام ثابت و معلومى دارد و از مقام خود نمىتواند تجافى كند ، اما در فرد اينطور نيست . در جامعه دولت بايد بچرخد و نوبت است و بالا و پايين رفتن است و در پيكر اينطور نيست : * ( كى لايكون دولة بين الاغنياء منكم . ) * معناى عدالت اين نيست كه افراد هيچ تفاوتى نداشته باشند و هيچ كس نسبت به ديگرى رتبه و درجه و امتيازى نداشته باشد ، اگر سربازى شهامت كند مدال را به جامعه بدهند نه به او ، هيچ فردى نسبت به ديگران امتياز نداشته باشد . اين غلط است . معناى عدالت اين است كه امتيازاتى كه نصيب افراد مىشود بر مبناى صلاح و